در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهل‌بیت در مکتب عرفان

15886
نسخه عربی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِن الشّیطانِ الرّجیم

  • بِسمِ اللَه الرّحمٰن الرّحیم

  • و الحمد لله رب العالمین

  • و صلّی الله علَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌ القاسم محمّدٍ

  • و علَی آله الطّیبینَ الطّاهرینَ

  • و اللّعنةُ علَی أعدائِهم أجمعینَ

  •  

  •  

  • خیلی عذر می‌خواهیم. تصورمان بر این بود که ساعت نُه برنامه داشتیم، به همین جهت تأخیر و کوتاهی داشتیم؛ شاید اشتباه [از ما بوده است.] علیٰ‌کلّ‌حال، از زیارت رفقا خیلی مشعوفیم و [زهمین] را بهانه‌ای قرار داده‌ایم برای اینکه زیارتتان کنیم.

  • تذکر چند نکته از مبانی بزرگان مکتب عرفان

  • با توجه  به مطالبی که گفته شد، دیگر نیازی به مقدمه ندارد و [باید] سراغ اصل قضیّه‌ای برویم که به همین جهت رفقا اینجا مشرّف شده‌اند. [از این رو،] مطالبی را به‌نحو کلی خدمت رفقا عرض می‌کنم. گرچه کم‌وبیش باید مطّلع باشند و در این مدتی که توفیق داشتیم در خدمتشان بودیم، آنچه را که باید و شاید [دربارۀ] برنامه و روش بزرگان نسبت به مسائل خصوصی، اجتماعی، ارتباطی، فقهْ‌فهمی و علمی [بوده،] بنده خدمت رفقا عرض کرده‌ام. همه روش بنده را می‌دانند و خیال می‌کنم سیرۀ بنده در این مدت، بهترین دلیل و شاهد بر این است که حتی‌الامکان خواسته‌ام به آنچه معتقد هستم و از بزرگان شنیده‌ام، پایبند باشم. [البته] این حتی‌الامکان [است] و خطا و اشتباه و اینها جای خود را دارد.

  • پرهیز از حزب‌گرایی و چنددستگی، روش مرحوم علامه طهرانی و اساس سلوک است

  • روش مرحوم آقا [علامه طهرانی] در زمان حیاتشان «باندبازی» نبود؛ [خبری از] حزب و حزب‌بازی، دودستگی و سه‌دستگی و از این چیزها نبود. به‌طور کلی، اصل و اساس سلوک بر این مسائل [استوار] نیست که مدام گروه‌گروه شویم؛ این گروه با یکی، آن گروه [دیگری،] و مدام به‌دنبال جمع‌کردن یار و افراد برویم. گرچه در همان زمانِ ایشان نیز افرادی بودند که دنبال چنین [اموری] بودند. بنده صریحاً می‌گویم: «بودند و [کاملاً] مشخص هم بود چه کسانی هستند و رفتارشان هم مشخص بود.» به‌خصوص [نسبت] به بنده که خیلی نظر لطف داشتند! در صحبت‌ها، منبر‌ها، نیش‌وکنایه‌ها، شب‌نشینی‌ها و ارتباطاتشان ـ چه در قم و چه به‌خصوص در طهران، چون از مشهد فاصله داشت ـ ابراز محبت می‌فرمودند! ما هم به‌ملاحظۀ مرحوم آقا [علامه طهرانی] هیچ‌چیز نمی‌گفتیم، ولی کار خودمان را هم می‌کردیم و از هیچ‌‌کس هم ترسی نداشتیم.