امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
7صراط امیرالمؤمنین، صراط نور محض
امّا آن صراط مستقیم که اینطرف و آنطرفِ صراط، گُل کاشتهاند و در بین این راه بادها و نسیمهای بهشتی از ناحیۀ مقدّسِ جمال پروردگار میوزد؛ و این صراط، نور محض است، تاریکی ندارد؛ طهارت محض است، قذارت ندارد؛ این صراط، سرما ندارد، گرما ندارد، ناراحتی ندارد؛ آن صراطِ امیرالمؤمنین است که امیرالمؤمنین را با هریک از افراد بشر قیاس کنید میبینیم که در درجۀ أعلیٰ واقع است. ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾؛ خدایا ما را در این راه بینداز، معنی ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾ این است.
در تفسیر مجمع البیان و در کتاب تفسیر برهان و در تفسیر صافی در تفسیر این آیۀ شریفه، مضافاً که در مقدّمات تفسیر صافی راجع به صراط، روایاتی را از ائمّۀ اهلبیت نقل میکند که:
﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾ صِراطُ علیٍّ؛ صراط علی بن أبیطالب.1
بعد از پیغمبر، افکار و اهواء در میان افراد بشر مختلف بود، هرکس یک هوایی داشت؛ آن کسانی که طالب حق بودند آمدند در زیر پرچم امیرالمؤمنین و امیرالمؤمنین به اقصر فاصله حرکتشان داد به مقصد؛ چه قِسم حرکت داد؟ آنها را تربیت کرد که امروز دشمنان اسلام که میخواهند بگویند: «علی آدم سیاستمداری نبود!»، دیگر نمیدانند چه بگویند! میگویند: علی مانند عیسی بن مریم یک آدم ملکوتی بود و افرادی را هم که تربیت کرد، مثل حواریّین عیسی آدمهای ملکوتی بودند، به جامعه ربط نداشتند؛ میثم تمّار، قیس بن سعد بن عُباده، مالک اشتر، محمّد بن ابیبکر، عمّار یاسر، عثمان بن مظعون که از یاران امیرالمؤمنین بود و از اصحاب پیغمبر، و نظائر اینها؛ اینها آدمهای ملکوتی بودند اصلاً با این عالم ربط نداشتند! علی یک حساب خاصّی داشت!
حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیه السّلام
درست است علی آدم ملکوتی بود، ولی آدم ملکوتی که آمده بود روی زمین، از مادر متولّد شده بود، شیر مادر خورده بود، در کوچههای مکّه با بچّههای مکّه رفت و آمد و معاشرت داشت؛ امّا کار آنها را نمیکرد، بازیهای آنها را نمیکرد، از زمان طفولیّت میگفت: این کارها بازی است، انسان نباید بازی بکند.2 به سنّ ده سالگی رسید، این بچّه به پیغمبر اکرم ایمان آورد،3 در آنوقتی که پیرمردها ایمان نیاوردند. ابولهب عموی پیغمبر است، مرد محترم در میان مکّه، اوّلدشمن پیغمبر، اوّلدشمن خونخوار پیغمبر. عبّاس عموی پیغمبر است، سیزده سال پیغمبر در مکّه فریاد میزد: «قولوا لا إلَهَ إلّا اللَه!»4 ایمان نمیآورد؛ بعد که پیغمبر به مدینه هجرت میکنند، در جنگ بدر به لشکریان کمک میکند و اسیر میشود و بعد ایمان میآورد.5 بین این بچّه و بین آنها چقدر فاصله است؟! این دارد نشان میدهد که من بچّه هستم امّا با وجود بچّه بودن من، از مردها و پیرمردها و بزرگان و عقلای بشر، صراطم بهتر و راهم بهتر و مستقیمتر است! همۀ کارهای امیرالمؤمنین برای افراد بشر حجّت است!
- تفسیر الصّافی، ج ١، ص ٨٥.
- امام شناسی، ج ١، ص ٩٠، به نقل از الغدیر، ج ٢، ص ٢٨٧.
- تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٥٧، از سلمه از ابناسحاق روایت میکند:
«قال: ”کانَ أوّلُ ذَکَرٍ آمنَ برسولِ الله صلّی الله علیه و آله و صلّیٰ معَه، و صدّقه بما جاءَه مِن عند الله علیُّ بنُ أبیطالب ـ و هوَ یومئذٍ ابنُعَشرِ سِنین ـ و کان ممّا أنعم اللهُ به علیٰ علیِّ بن أبیطالب انّه کان فی حِجرِ رَسولِ اللهِ صلّی الله علیه [و آله] و سلَّم قبلَ الإسلام.“» - مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ٥٦.
- رجوع شود به ص ١٠٢ و ١٨٤.

