امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
5این صفات راه بهسوی خداست، صفات امیرالمؤمنین خدا نماست؛ در امیرالمؤمنین شائبۀ خودپسندی نیست، چون خودی نمیبیند؛ مالدوست نیست، چون خودی نمیبیند که تعلّق مال را به خود بدهد؛ تمام افراد بشر را مانند دانههای شانه، یکردیف و متّصل به مبدأ میبیند، همۀ عوالم و تمام موجودات را به این نظر نگاه میکند، و از این نقطۀ نظر بین مسلمان و کافر و یهودی و نصرانی فرق نمیگذارد.
در ولایت آن حضرت شخص یهودی و نصرانی هم گرسنه نبود؛ آن حضرت به او میرساند. داستان حرکت حضرت و برداشتن انبان نان و خرما و قسمت کردن به فقرا و رفتن در آن خرابه و به یهودی کور دادن را که لابد شما شنیدهاید. بعد از اینکه امیرالمؤمنین از دار دنیا رفت و حسنین با برادران و اصحاب برمیگشتند و از آن خرابه عبور کردند و پیرمرد یهودی نابینا را دیدند، رفتند سراغش و دیدند که دارد از حال میرود. ـ : چه خبر است؟ ـ : «یک مردی بود که شبها میآمد و پهلوی من مینشست و نان و خرما دهان من میگذاشت، سه روز است که نیامده و من دارم میمیرم!» گفتند: «میدانی چه کسی بود؟!» گفت: «نه، هرچه من میگفتم، میگفت: ”من عبداللَه هستم، بنده خدا هستم!“ خودش را معرّفی نمیکرد.» گفتند: «او پدر ما امیرالمؤمنین است!»1
حالا امیرالمؤمنین به این یهودی که این کار را میکند به نظر خلقت دارد نگاه میکند؛ میگوید: این بندۀ خداست، مخلوق خداست و در بین این جمعیّتْ حق حیات دارد، خدا هم حیات او را در ذمّۀ اسلام محترم شمرده، انسان مال یهودی و مال نصرانی را که در ذمّۀ اسلام است نمیتواند ببرد، پس باید او هم از بیتالمال مسلمین، یا از مال شخصی من استفاده کند و ارتزاق کند؛ و من که امام و ولیّ مسلمین هستم باید به او رسیدگی کنم، همینطوری که به سایر افراد مسلمان رسیدگی میکنم!
- روضة الشّهداء، ص ٢٣٩.

