در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم

0
جلسات
نسخه عربی

امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم

3
  • حرکت تمام بشر به‌سوی خدا، چه از روی معرفت و چه از روی قهر و غضب الهی

  • اینها همه دارند با این صفاتشان به‌سوی خدا می‌‌روند، ولیکن حرکت به‌سوی خدا تفاوت دارد. تمام بشر دارد به‌سوی خدا حرکت می‌‌کند، ولی فرق است بین آن کسی که به‌سوی خدا می‌‌رود و به مقام معرفت می‌‌رسد و در تحت تجلّیات صفات جمال واقع می‌‌شود، با آن کسی را که از روی قهر و غضب و در تحت تجلّیات صفات جلال و غضب و طلوع مقام قهر و عظمت، به‌سوی خدا می‌‌برند؛ همۀ اینها ادراک خدا کرده‌اند و در روز قیامت بر هیچ‌کس مطلب مخفی نمی‌ماند، ولی بین مؤمنین که به مقام معرفت حقیقی می‌‌رسند و ملتذّ به لذّت مناجات پروردگار و لقاءِ خدا هستند و بین کافرین و مشرکین که در تحت صفات قهر پروردگار هستند، تفاوت بسیار است.

  • این راهی را که مردمِ مختلف طی می‌‌کنند به‌واسطۀ غرائز و ملکات خود طی می‌‌کنند، و ملکات هم مختلف است؛ باید همۀ افراد بشر را به یک میزان تربیت کرد که غرائزشان را اصلاح کنند، صفاتشان را اصلاح کنند، ملکاتشان را اصلاح کنند، آن غلّ و غشّ را بیرون بکشند، نقاط ضعف را در خود ترمیم کنند، بدبینی و حسد و بخل و کبر و استکبار را از خود دور بریزند، شهوت و غضب را در حدّ معیّنی که مطلوب است نگاه دارند و از تجاوز و زیاده‌روی خودداری کنند، این می‌‌شود صراط مستقیم؛ یعنی آن راهی که انسان را به خدا می‌‌رساند ولی خیلی آن راه، راه نزدیکی است.

  • لزوم پیمودن صراط مستقیم و نزدیک‌ترین راه به سمت خدا

  • ممکن است انسان از نقطه‌ای به نقطۀ دیگر به‌واسطۀ پیمودن راه‌های مختلف برسد. مثلاً اگر کسی از اینجا بخواهد برود دروازه‌دولت، یک راه این است که از در مسجد مستقیم می‌‌رود بالا؛ یک راه این است که از خیابان دست چپ، کوشک، از آن خیابان می‌‌پیچد و از لاله‌زار می‌‌رود بالا و می‌‌آید دروازه‌دولت؛ یک راه اینکه از کوشک می‌‌رود در فردوسی و بعد می‌‌رود بالا و بعد می‌‌آید؛ یک راه اینکه می‌‌رود خیابان هدایت و بعد می‌‌رود پیچ‌شمیران و می‌‌آید دروازه‌دولت؛ یک راه این است که می‌‌رود چهار راه دروازه‌شمیران و بعد می‌‌رود از راه عشرت‌آباد می‌‌آید دروازه‌دولت؛ اینها همه به دروازه‌دولت رسیدند؛ یک راه هم این است که می‌‌رود طرف پایین، چهار راه مخبرالدّوله بعد می‌‌پیچد دَمِ مجلس از آن طرف می‌‌آید دروازه‌دولت؛ اینها همه به دروازه دولت رسیدند یا نه؟! و بیش از این ما می‌‌توانیم راه‌های مختلفی فرض کنیم؛ ولی راه مستقیم به دروازه‌دولت یک راه است و بس، و آن أقصر فاصلۀ بین دو نقطه است. وقتی رفتیم درِ مسجد اینجا مبدأ حرکت ماست و منتهای حرکت ما هم دروازه‌دولت، کوتاه‌ترین راه، این راه مستقیم است و این راه، راهی است که انسان باید طی کند؛ والاّ هر کس به هر فعلی مشغول باشد، شبانه‌روز او را در چرخ زمان می‌‌گرداند و سیر ماه و خورشید، عمر او را به پایان می‌‌رساند و در این دنیا به‌واسطۀ حرکتِ در صفات و غرائز، به نقطه مرگ می‌‌رسد و تجلّیات عالم غیب بر او افاضه می‌‌شود و صُوَر برزخی را می‌‌بیند و بالأخره باید به قیامت برود. ولی فرق است بین آن کسی که در صراط مستقیم می‌‌رود و آن کسی که از آن زوایای خیلی ‌خیلی منفرجه حرکت می‌‌کند، او هم به دروازه‌دولت می‌‌رسد، ولی کمرش شکسته، استخوانش خُرد شده، سرمایه را از دست داده، در این راه‌های دور به گرسنگی و تشنگی و به هزار آفت مبتلا شده است، ولی سرمایه‌ها را در راه وصول، از دست نداده است. حالا می‌‌رود دروازه‌دولت، آنجا از او انتقام می‌‌کشند که چرا از صراط مستقیم حرکت نکردی؟! رسیده است، ولی به جلال و به قهر و غضب رسیده است، نه به جمال و لذّت و تنعّم! ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾1 یعنی: «خدایا ما را به یک راه راست هدایت کن!» أقصر فاصله‌ای که ما بتوانیم ذهن خود، فکر خود، نفس خود، افعال خود، سرّ خود را با آن تطبیق کنیم، آن الگو و برنامۀ زندگی ما باشد، به‌دنبال او حرکت کنیم به مقصد برسیم.

    1. سوره فاتحه (١) آیه ٦.