در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

15264
نسخه عربی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

8
  • آمدن ایشان به این کیفیت و به این نحوه بود و به قول خودشان می‌فرمودند:

  • من یک ساعت هم به میل خود در طهران نبودم!

  • حال شما نگاه کنید و ببینید که آیا وقتی‌که آمدند به مرحوم آقا سید عبدالهادی گفتند: «شما تحریم کن!» دیگر فکر این را کرد که حالا من در اینجا بمانم؟! برای ایشان تمام این استدلال‌ها را کردند که: «آقا سید محمدحسین، تو نگاه نمی‌کنی که وضع حوزه چه هست؟! خود تو که داری می‌بینی که غیر از تو کسی نیست!» همین دوستان ایشان که در آن‌موقع بودند [به ایشان اصرار داشتند که در نجف بمانند]؛ یکی از آنها مرحوم آقا شیخ حسن سعید بود ـ خدا رحمت کند ـ که در طهران، بازار چهل‌ستون نماز می‌خواند؛ ایشان یکی از دوستان مرحوم آقا در آن‌موقع بود که با هم عصر جمعه در نجف دعای سمات داشتند. یکی از آنها پسر مرحوم آیةالله میلانی بود. یکی از آنها مرحوم آقا شیخ عباس قوچانی بود که ایشان هم بر ماندن ایشان اصرار داشت.1 دو نفر از آنها افراد منتسب به خود مرحوم آقا سید عبدالهادی شیرازی بودند. خود مراجع فعلی نجف که هم‌بحث مرحوم آقا بودند نیز از افرادی بودند که اصرار أکید بر إبقای مرحوم والد در نجف داشتند و خود آنها نسبت به این قضیه معترف هستند و در آن زمان می‌گفتند که: «اگر تو بمانی، مرجعیّت منحصر به خود تو خواهد شد!»

  • خُب وضعیت ایشان، تقوای ایشان و خصوصیات ایشان هم نسبت به این مسئله گواهی می‌داد و همه به این مطلب اذعان داشتند. ولی وقتی‌که حکم استاد ایشان آمد، دیگر تمام شد و تمام این حرف‌ها که: «تکلیف شرعی است و مصلحت نجف اقتضای ماندن می‌کند و جواب خدا را چه می‌دهی!» کنار رفت! بلکه استاد گفته برو، خداحافظ شما ما رفتیم! مگر من قیّم دین هستم که بخواهم برای دین [دل] بسوزانم؟!

  • تسلیم سالک در برابر اراده الهی

  • اینکه: «اگر در این مجلس نروم، همۀ اینها می‌مانند! و اگر بروم، می‌گویند عجب آقای خوبی است و جواب می‌دهد!» مگر من قیّم دین هستم؟! قیّم دین شخصی دیگر است! در کلّ عالم وجود، دین یک قیّم بیشتر ندارد و آن هم حضرت ولیّ عصر ـ أرواحنا فداه ـ است و بس، تمام! بقیه همه می‌خواهیم خودمان را به آنجا نزدیک کنیم؛ حال شخصی یک متر نزدیک است و دیگری نزدیک‌تر و همین‌طور نزدیکتر. علیٰ‌کلّ‌حال همه در آن مسیر هستند. و یک شخص هم خودش را دور می‌کند! همین‌طور دور می‌کند و دور می‌کند و فاصله را بیشتر می‌کند. لذا قیّم یکی است! می‌گویند: «آقا این کار را بکن یا نکن!» [و ما هم باید انجام بدهیم].

    1. . دیگر همۀ آنها فوت کرده‌اند.