در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

15264
نسخه عربی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

7
  • قبل از هجرت به نجف برای ایشان مسائلی اتفاق افتاده بود که مرحوم آقا می‌فرمودند:

  • من اصلاً نقشۀ جغرافیایی ایران را از صفحۀ کرۀ زمین حذف کرده بودم و حتی در ذهنم خطور هم نمی‌کرد که به ایران بگردم!

  • آیا تا به‌حال در ذهن ما خطور کرده است که یک روز به کرۀ ماه یا عطارد برویم و زندگی کنیم؟! نه، چون یک امر غیر عقلایی است! ایشان این‌طور می‌گفتند: حال من برای ایران و برگشتن به ایران این‌طور بود! اما وقتی‌که از استادمان شنیدم که: «فلانی، حوالۀ شما را به ایران داده‌اند» حتی یک هم ثانیه تأمل نکردم! یعنی چه؟ یعنی از این رو به آن رو نشدم که بگویم: آقا، چه فرمودید؟! قضیه چطور است؟! فلان!

  • برای ما نامه می‌نویسند و مثلاً می‌گویند: آقا ما یک خوابی دیده‌ایم، لطفاً تعبیرش را مشروحاً بفرمایید! من هم می‌نویسم: إن‌شاءالله خوب است و خیر است. می‌گویند: آقا ما گفتیم «مشروحاً» تعبیرش را بفرمایید! من هم می‌گویم: گفتم خیر است دیگر! مگر تو چه می‌خواهی؟ تو تعبیر می‌خواهی و من هم می‌گویم إن‌شاءالله خیر است؛ دیگر مشروحش را می‌خواهی چه‌کار؟! حال بیایند سؤال کنند: خُب آقا این چطوری بوده؟ چه زمانی بوده؟ آیا می‌شود مقداری به تأخیر انداخت؟ حالا ما جمع کنیم یا فلان کنیم؟

  • لذا من مطلب ایشان را با آن وضعیتی که داشتند احساس می‌کنم که می‌گفتند:

  • اگر یک وقت صحبت آمدن به ایران پیش می‌آمد و یا مثلاً در خواب می‌دیدم و مشاهده می‌کردم و یا در ذهنم می‌آوردم، تا یک هفته پریشان بودم که خدایا نکند این مسئله عملی و انجام شود!

  • ایشان به این حد نسبت به بازگشت به ایران تنفر داشتند! عجیب! اصلاً می‌گفتند:

  • ما به نجف و نزد امیرالمؤمنین رفتیم و دیگر تمام شد! اصلاً تا آخر عمر مسئله تمام شد!

  • ولی ایشان در مقام اطاعت این‌طور بودند. وقتی‌که مرحوم حداد گفتند: «برو» دیگر تمام شد! آن هم تازه چه زمانی؟! بعد از اینکه به استادشان رسیده‌اند و تازه آن شیرینی و مزۀ رسیدن به استاد زیر دندان ایشان آمده است! ولی خُب در مقام عَرض و نیاز و... فرمودند: «حال که ما به شما رسیده‌ایم باید همین‌طور باشد؟» مرحوم حداد در ایوان طلا این مطلب را فرمودند: «اگر تو در شرق عالم باشی و من در غرب عالم، برای من فرقی نمی‌کند!» لذا ایشان آمدند و مرحوم آقای انصاری هم با یک عبارت دیگری که به رفقا گفته‌ام تأیید کردند.1

    1. . رجوع شود به روح مجرّد، ص 36 ـ 39.