سیر وسلوک واقعی و مجازی
6شیطان از راه دزدی وارد میشود! از راه دنیا وارد میشود! از راه گناهان و هوای نفس و هواهای دنیّه وارد میشود! اگر زورش نرسید، به سراغ خدا میرود و از راه خدا وارد میشود! از راه دین وارد میشود! از راه عمل به تکلیف وارد میشود! از راه عمل به مسئولیت وارد میشود: «اگر من این کار را نکنم، دین زمین میماند! اگر من این کار را نکنم، پس این عده چهکار کنند؟! اگر من به اینجا نروم، پس چه کسی جواب اینها را بدهد؟! اگر من به این مسئولیت قیام نکنم، پس این مجلس میخوابد! افراد در این مجلس شرکت میکنند، میآیند و میروند، سؤالهایشان را میپرسند، حرفهایشان را میزنند و...!» این «اگر من...! اگر من...! اگر من...!» از کجا آمده؟! مگر فقط تنها تو هستی؟! مگر خدا در دنیا فقط یکی مثل تو را دارد؟!
اطاعت علامه طهرانی از استاد خود
وقتیکه مرحوم پدر ما در نجف بودند، به اعتراف بسیاری از علما و فضلای نجف اگر ایشان در نجف باقی میماندند مرجعیّت منحصر در ایشان میشد! ایشان مسئلۀ مراجعت به ایران را به دوستانشان گفته بودند و در نجف پیچیده بود که: «آقا سید محمدحسین میخواهد به طهران برگردد!» بهطوریکه وقتی ایشان میخواستند به ایران بیایند، حدود یکیدو هفته قبل از آن چند نفر نزد مرحوم آقا سید عبدالهادی شیرازی آمده بودند و به ایشان تکلیف کرده بودند که به عنوان حکم شرعی و حکم مجتهد حکم کند تا رفتن ایشان به طهران تحریم شود و ایشان به ایران نیاید!
چون استاد ایشان، مرحوم آقای حداد فرموده بودند: «شما باید به ایران برگردید و حوالۀ شما را به ایران دادهاند!» نمیدانم در کتابشان هم نوشتهاند یا نه؛ البته خود ایشان در یکی از مجالس این مطلب را گفتهاند.
ایشان میفرمودند:
بعد از آن زیارتی که به اتفاق استادمان به حرم امیرالمؤمنین آمدیم، وقتی به بیرون آمدیم یکمرتبه در همان ایوان طلا ایستادند و گفتند: «آقا سید محمدحسین، امیرالمؤمنین حوالۀ شما را به ایران دادند! شما باید به ایران بروید!»

