سیر وسلوک واقعی و مجازی
4من وقتیکه در مجلس آن بزرگ ـ یا بزرگان و افراد دیگر ـ میرفتم، دیگر کاری به این نداشتم که چه شخصی در این مجلس میآید و در کجا مینشیند، کنار استاد من مینشیند و یا آن گوشه مینشیند! به آنجا میرفتم، مینشستم، صحبتم را میکردم، مطلب را میشنیدم و بلند میشدم به دنبال کارم میرفتم.
دیگر به فکر اینکه اینجا چه کسی میآید و چه کسی میرود و چرا فلان آقا در اینجا شرکت میکند و اصلاً چرا آقای حداد فلان کس را در خانۀ خود راه میدهد و [مسائل دیگر] نبودند! مثلاً چرا مرحوم آقای انصاری [این افراد را در خانه راه میدهند]؟! به تو چه مربوط است؟! خُب خیلیها نزد ایشان میآمدند و یک ماه، دو ماه و حتی یک سال میماندند و میرفتند.
مرحوم انصاری همدانی و شاگردان
سرایندۀ این اشعار1 بسیار راقی و عالیای که رفقا در روز غدیر از بنده شنیدند،2 سالها در خدمت مرحوم آقای انصاری بود، ولی رفت! این اشعار را هم در همانموقع سروده بود و این مسئله هیچ استبعادی ندارد؛ بلعم باعورا هم سالها مقرّب و مستجابالدعوه بود، ولی بالأخره شیطان او را گول زد و رفت!3
افرادی که در خدمت مرحوم آقای انصاری بودند، یکیدو تا نبودند! بعضی از افراد بودند که بعد رفتند و برای ایشان تکلیف تعیین کردند و خودشان شروع به درس دادن عرفان کردند! الآن هم هستند و عرفان درس میدهند. ولی چه عرض کنم که در منزلشان چه حال و هوا و فضایی میگذرد! این دیگر بماند!
مثلاینکه دیواری کوتاهتر از این عرفانِ مظلوم نیست! که هر کسی از هرجا فرار میکند میآید و بالای این دیوار مینشیند! اینها چه کسانی بودند؟! اینها همان افرادی بودند که نزد این بزرگان میرفتند و در مجالس آنها شرکت میکردند و از صحبتهای آنها بهره میبردند و در انفعال از صحبتهای این بزرگان منقلب میشدند و گریه میکردند! بعضی از این افراد گریههای محسوسی داشتند و موجب حسرت دیگران بودند! اما همینها برگشتند و شروع کردند به آقای انصاری دستورالعمل دادن که شما باید این کار را بکنید! همینهایی که الآن هم درس عرفان میدهند! لذا این مسئله چه استبعادی دارد؟! مگر قرار است که هر کسی بیاید، از همان شب اول تا آخر پروندۀ او مهر بخورد؟! نه، اینطور نیست!
- . مطلع انوار، ج 9، ص 198.
- . رجوع شود به آموزههای ولایت، ج 1، ص 284 ـ 289.
- . رجوع شود به تفسیر القمی، ج 1، ص 248؛ مناقب اهلبیت علیهم السّلام، ص 115، تعلیقه.

