
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
7بنابراین ایشان نیامدند مانند سایر افراد بگویند که: خیلی خب، حالا این چیزی که داریم مینویسیم، یک حق تألیفی باید بگیریم و یک امکاناتی باید بگیریم. نه اصلاً! یک تک قرانی ما ندیدیم که ایشان از تألیف این کتب بگیرند [و] روی آن طاقچه بهعنوان این یادگاری بگذارند. روی آن طاقچه بهعنوان این یادگاری که این [نتیجه تالیفات ایشان است.] چرا؟ چرا قضیّه اینطور است؟! چرا باید اینطور باشد؟
نظر فقهی آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پیرامون حقّ التألیف
البتّه این مسئله حقّ التألیف بهنظر بنده یک مبنای فقهی و اجتهادی دارد. و آن مبنای فقهی و اجتهادی را بنده بعداً بهصورت مبسوط در مسائلِ حقّ تألیف مطرح میکنم. [و آن] این است که، آنچه مربوط به هدایت مردم است، از علوم اهلبیت علیهم السّلام و عنایاتی که به شخص بهواسطۀ مطالعه و مدارسۀ در این علوم میشود، حقّ سایر افراد است نه حقّ شخصی خود او. یعنی یک نویسنده وقتی که یک کتابی را مینویسد، البتّه اگر ما این قضیّه را مربوط به سایر افراد ندانیم، حدّاقل مربوط به اولیای الهی و عرفای بالله و علمای بالله و بأمرالله این مسئله هست. نه هر کسی که بیاید و هرچه بخواهد بنویسد نه، ما اصلاً به آنها کاری نداریم که سر تا پای حرفها همه مسائل چرند و پرند و تخیّلات و سلایق و [مسائل] شخصیّه و مطالبی که برآمیخته از جهل به اسم علم و به اسم معرفت [است]، با آنها کاری نداریم. فرض کنید که کتب مرحوم علاّمه طباطبائی و مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی همدانی و مرحوم آقا و نوشتهجات امثال مرحوم قاضی یا مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ از اینگونه افرادی که نوشتۀ آنها نور است و ناشی از مبدأ علم است و جهت هدایت و ارشاد است، به این نوشتهها حق تألیف تعلّق نمیگیرد.
یعنی اگر مرحوم آقا کتابی بنویسند و نسبت به آن کتاب اقدامی نشود، هر کس در این دنیا میتواند ولو از آن نقطۀ دنیا، از استرالیا، اینطرف [و آنطرف]، بیاید و بدون اجازۀ وصیّ کتاب را ببرد، منتها همانطور که هست! بدون یک نقطۀ کم و یک نقطۀ زیاد، میتواند آن کتاب را ببرد و چاپ کند و به گوش همه برساند. البتّه کتابی که منقّح بشود، منظّم بشود و آنطوریکه مورد نظر اوست انجام بشود. چون در بعضی از نوشتهجات انسان نیاز به حکّ و اصلاح دارد. بعد از احراز این مسئله و بعد از احراز موضوع، مؤلّف و وصی و وارث نسبت به تألیفات پدر، حقّ منع نسبت به طبع ندارد و میتواند خود او برود انجام بدهد، هر شخصی میتواند انجام بدهد. البته این یک مسئلهای است که باید نسبت به این قضیّه فقها بایستی بررسی کنند و تجدید نظر کنند و مطلب را با یک تأمّل و دقّت بیشتری به آن برسند. شاید به نتایج خوب و دستاوردهای بسیار دقیق و عمیقی دسترسی پیدا کنیم!
