
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
4اگر یک شخصی آهنگر است، وقتی که ببیند در اینجا دیگر کسی از وسایل آهنی استفاده نمیکند، درِ آهنگریاش را میبندد، بلند میشود میرود نجّاری، بلند میشود میرود یک اشتغال دیگر، یک حرفۀ دیگر، یک فنّ دیگر که بتواند زندگیاش را بگذراند. صبح در حجره و مغازه را باز میکند، تا شب مشتری نمیآید، خب مگر مجبور است برود بنشیند پشت دخل، بدون اینکه کار نکند! خب بلند میشود میرود یک شغل دیگر انجام میدهد، شغلی که مورد احتیاج مردم است.
الآن این دانشگاههایی که هست برای چیست؟ برای اشتغال امور دنیا است دیگر! دانشکدۀ مهندسی و معماری برای چیست؟ بهخاطر اینکه مردم خانه بسازند. درست شد؟ خیلی خب، حالا اگر قرار شد همۀ خانهها از پیش ساخته یکجا درست بشود و بیایند سرهم بکنند، دیگر معماری میرود کنار، برای چه دیگر معماری باشد؟! غیر از حالا تشخیص زمین و مقدار آن چیزهای اولیّٰه و ابتدایّه. [فرض کنید] یک گروه خاصی باشند ـ مثل یک دو تا کارگر ـ اینها وسایل را از داخل کارخانه بردارند و بیایند سرهم بکنند، خب تمام شد و رفت. دیگر برای چه آدم برود درس بخواند، اینهمه وقتش را تلف کند؟! همین، رفت پی کارش. اگر فرض بکنید که آمدند و از نظر پیشرفت علوم و اینها یک دوایی درست کردند، یک قرصی درست کردند که کسی مریض نشد! و دیگر مشخّص است فقط آن داروخانهچی میداند چه دارویی بدهد؛ دیگر تمام این دانشکدۀ پزشکی و اینها همه چه [میشود]؟ الفاتحه! تمام شد و رفت پی کارش. دیگر کسی مریض نمیشود. [دانشگاه] هنریاش همینطور، در علوم دیگر همینطور، تجربیاش همینطور. تمام همۀ علوم دانشگاهی که ما میبینیم، همه برای چیست؟ همه برای گذران زندگی است. همه برای اشتغالات زندگی و گذران زندگی است. ولی علوم اهلبیت، اصلاً ارتباطی به گذران زندگی ندارد، هیچ ربطی ندارد!
[آیا برای اینکه] چهطور من به کمالات خودم اعتقاد پیدا کنم، حتماً باید افرادی روی زمین باشد! [یا] در محلّۀ ما و همسایگی باشند، تا من بهدنبال این بروم؟! نه! [چه] باشند، [چه] نباشند، من باید ببینم مبدأ من چیست؟ معاد من چیست؟ مراتب تکامل خودم چیست؟ چرا؟ چون به خود من برمیگردد، نه به کسی دیگر. به تکامل روحی خود من برمیگردد، به رشد خود من برمیگردد. همسایه باشد یا نباشد ارتباط به من ندارد. ارتباط به من ندارد!
