در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت

15556
نسخه عربی

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

6
  • عقل و فهم، حجت باطنی خداوند بر همۀ افراد است

  • آنچه خداوند برای افراد ـ غیر از آنهایی که به مقام شهود رسیدند ـ تقریر کرده است، همان حجّت باطنی آنهاست که در هر فردی قرار داده است. و آن حجّت باطنی، مایِز بین حق و باطل است، رافعِ شبهه است، و واضح‌کننده و روشن‌کنندۀ موارد فقه و مواقع تشکیک است. آن [حجت باطنی] می‌آید روشن می‌کند که آیا این مسئله صحیح و درست است یا نه.

  • باز گذاشتن راه فهم و گفتگو، حرکتی مطابق با سیرۀ عقلائیّه است

  • در یک جریان و قضیّه‌ای، مسائلی به نظرم می‌رسید و من این مسائل را [به ترتیب]: یک، دو، سه، چهار، به فردی گوشزد کردم که این مطالب و این مسائل باید اصلاح و درست شود. تقریباً حدود ده مسئله‌ای بود. بالأخره این یک مسئله‌ای است که بایستی روشن شود؛ ما یک ادّعایی کرده‌ایم که این قضیّه در اینجا خلاف است، این روش در اینجا خلاف است؛ پاسخ این چیست؟! پاسخِ این، عبارت است از پذیرفتن و یا جواب دادن. مثل همین، انسان بیاید جواب بدهد.

  • آن شخصی که این [پیغام را توسط او] فرستادم، خودش در یک ملاقات حضوری آمد که به آن نامه‌ای که ما دادیم، جواب بدهد. من هم ده مورد نسبت به مطالبی که به نظرم رسیده بود، اشاره کردم. ایشان [شروع کرد] راجع به مطلب اول صحبت کرد؛ پاسخش زود داده شد. مطلب دوم پاسخ داده شد. مطلب سوم یک قدری صحبت طول کشید و در نهایت ایشان گفت: «من نمی‌گویم مطلب من در اینجا غلط است؛ مطلب شما اصحّ است!» من گفتم: «ما همان اصحّ را می‌گیریم؛ همین‌که شما قبول کردید اصحّ است، چرا انسان به اصحّ و اولیٰ و انسب و احسن و افضل و ارجح عمل نکند؟! چه داعی دارد؟!» البتّه [قبلاً] گفتند: ”نه‌خیر، این باطل است!“ نه‌اینکه اصحّ است! حالا بر فرض، خودِ این اعترافی که شما می‌کنید، دلالت می‌کند که مطلب و پیشنهاد من بر پیشنهاد شما ترجیح دارد؛ خب چرا شما عمل نمی‌کنید؟!» ایشان هیچ نگفت. مسئله دیگر تمام شد. بعد یک پیغام کتبی برای ما فرستاده شد که: «مطلب همان است که ما می‌گوییم! اگر پذیرفتید پذیرفتید، اگر نپذیرفتید ما کاری با شما نداریم!» ببینید: این سراغ چه می‌رود؟ [سراغِ] «ما نمی‌فهمیم!»