
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمن الرحیم
و صلّی اللهُ علیٰ سیِّدنا محمّد
و آلِهِ الطّاهرین
و لعنةُ اللهِ علیٰ أعدائِهم أجمعین
صبح که رفقا به من فرمودند: «امشب شب اول جلسه و شب اول تحصیل است»، من ابتدا تصوّر کردم که میتوانم خدمت رفقا برسم؛ [ولی] عصر دیدم مانعی پیش آمد و نمیتوانم. لذا با بعضی از دوستان تماس گرفتم که: «برای من مانعی پیش آمده.» ظاهراً خبرش به شما نرسید و تقدیر بر این بوده است که بیاییم. وقتی منزل آمدم، دیدم آقای... جلوی درب منزل [منتظر هستند]! میگوید: «برویم!» [با خود] گفتم: «مثل اینکه قرار بر این است که برویم.» دیگر آمدیم.
طلاب و اهل علم در شناخت موانع راه خدا توانایی بیشتری دارند
رفقا همه از مطالب و مسائل اطلاع و خبر دارند. در این قضیّه، صحبتم بیشتر با رفقای اهل علم است و بالنّتیجه سایر دوستان هم در این مطلب مشترکاند؛ بهجهت اینکه مسیر واحد است. وقتی مسیر واحد شد، این وحدتِ مسیر و وحدتِ مکتب و وحدتِ مقصد، موجب اشتراک در نقاط و جهتگیری برای انسان خواهد شد؛ منتها هرکس در هر رشتهای که مشغول است و در هر زمینهای که کار انجام میدهد [باید وظیفهاش را انجام دهد].
مسئولیّت افراد غیر اهل علم در ادای وظیفه به مبانی مکتب، کمتر از مسئولیّت اهل علم نیست. نه اینکه مسئولیّت اهل علم از نقطهنظر وسعت در تبلیغ و ابلاغ به اندازۀ آنهاست؛ بلکه از نقطهنظر میزان فهم و درک، نسبت به همان مبانی که مورد نظر است [بیشتر است]. البتّه اطلاع یک عالِم بر مبانی، بیشتر از غیرعالم است و در این شکی نیست.
مرحوم آقای انصاری [همدانی] میفرمودند:
کسی که عالم است، بهتر میتواند به خَموچَمِ راه اطلاع پیدا کند و از موانع عبور کند و بهتر [میتواند] آن حیلهها و شبکههای شیطان را بشناسد و بهتر میتواند راه مفرّ آنها را پیدا کند؛ [برخلاف] آن کسی که عالم نیست و با یک مختصر اغوائی، اغوا میشود؛ با مختصر شایعهای، به آن سمت حرکت میکند؛ و با کمترین استدلالی، فریب میخورد. یک خبر به او میدهند و با این خبر، تمام زندگی او تغییر پیدا میکند. این [مسئله] به عدم علم و عدم اطلاع از مسائل مربوط میشود و طبعاً شخص عالم بهتر میتواند راه خودش را پیدا کند.
