
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
7مراد از حلقۀ ذکر
و این را هم ما باید بدانیم که فیض خدا منحصر در جایی نیست. یک دفعه ممکن است فیض خدا از یک گوشهای درآید و انسان به واسطۀ غفلت از آن محروم بماند. خلاصه ما نمیتوانیم این حساب و کتابی که در آن طرف هست آن حساب و کتاب را ما نمیتوانیم چندان ملاحظه کنیم. بزرگانی که در این قضایا و مسائل بودند و مطالبی که آنها درک کردند، یک قدری برای ما پرده این مسائل را بالا میزند.
مرحوم آقای بیات ـ خدا رحمتش کند ـ ایشان میگفتند که:
وقتی صبحها منزل رفقا جلسه بود، ما وقتی حرکت میکردیم میرفتیم، قبل از اذان راه میافتادیم ـ و در آن زمان جوانیِ ایشان اصلاً ماشین نبود، ماشین نبود آن موقع! از یک نقطۀ همدان به یک نقطۀ دیگر میرفتند. میگفتند: ـ من وقتی حرکت میکردم، نیم متر پای من در برف میرفت، یعنی پنجاه سانت برف آمده بود و من اوّلین کسی بودم که در این برفها پا میگذاشتم تا به منزل آن رفیق میرسیدم و وقتی میرسیدم، درب منزل را میبوسیدم! [زیرا] اینجا منزلی است که دوستان خدا میخواهند در اینجا بیایند و در اینجا حِلَق ذکر است.
حِلَق ذکر یعنی حلقۀ ذکر. حلقۀ ذکر یعنی جمعیت ذکر. افرادی که مینشینند و به یاد خدا هستند، نه به یاد دنیا! نه به یاد اینکه امروز بنزین گران شد [و] فردا آرد ارزان شد! نه به یاد اینکه چه کسی فردا میخواهد نماینده شود و چه کسی میخواهد وکیل بشود؛ اینها یاد خدا نیست!
یاد خدا عبارت است از: «تطبیق موقعیت انسان، موقعیت زندگی و موقعیت حال و احوال بر اساس رضای پروردگار.» این جایی که برای انسان این تطبیق را به وجود میآورد، به آن حِلَق ذکر میگویند. انسان در آنجا کیفیّت تطبیق را مییابد، میفهمد و به دست میآورد که چه باید کرد و چگونه باید انسان زندگی خود را بگذراند و چگونه انسان باید با افراد معاشرت کند؟! آیا به یک رفیق که میرسد سر خود را اینطرف کند [و] سلام نکند، این زندگی کردن است؛ یا اینکه با روی باز برخورد کند؟! آیا به رفیقی میرسد با گشادهرویی برخورد کند یا یک طوری سر خود را پایین بیندازد؟! در اینگونه مجالس این مطالب باید گفته بشود و صحبت بشود تا اینکه انسان اگر خداوند نسبت به او توفیق بدهد، راه و روش سعادت را یاد بگیرد.
