
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
6چون بعضی اوقات انسان یک مطالبی میشنود که آیا فلان قضیّهای که [اتفاق افتاده است]، آیا موافق با نظر آقا هست یا نه؟ مثلا فرض کنید که آیا در روز[های] ماه رمضان مجالسی که بوده، این مورد نظر هست یا نه؟ خب اگر [مورد نظر] نبوده که بنده در آنجا نمیروم و در آنجا شرکت نمیکنم! من که با رفقا رودربایستی ندارم [در اینکه] بگویم این مجالس نباشد یا باشد. باید رفقا این را بدانند من با کسی رودربایستی ندارم. در مسئلۀ صلاح رفقا و در مسئلۀ ارتباطات و صلاح و روابط رفقا، بنده با هیچکسی رودربایستی ندارم و اگر هم صریح نتوانم مطلبی را بگویم، به نحوی که شخص متوجه بشود که چه نظری نسبت به آن جریان دارم، مطلب را گفتهام و به یک نحوی مسئله را بیان کردهام.
همین قضیّه [جلساتی] که در ظهر ماه مبارک رمضان هست؛ در اینجا اصل مسئله به این کیفیّت بوده [است] که ما یک روزی داشتیم در خدمت ایشان1 میرفتیم و من جریان ظهر ماه مبارک رمضان را گفتم که ایشان (مرحوم علامه طهرانی) فرمودند که: «در صحبت ظهر ماه مبارک رمضان یک اثری است که آن اثر در شب نیست.» من این را به ایشان (یکی از رفقا) گفتم.
ایشان پیشنهاد کردند که: چه اشکال دارد که ظهرها هم یک مجالسی باشد؟! گفتم که بسیار خوب است، منتها این مسئلهاش در آمدن و رفتن بر عهدۀ خود رفقا است؛ هر کسی بخواهد بیاید [و] هر کسی میخواهد نیاید. اینجا اداره نیست که یک کسی بیاید کارت بزند و تماشا کند. اصلاً در کار ما این حرفها و این مسائل و اینها نبوده است. و زمینه و بستر برای این قضیّه [مجالس ظهرهای ماه رمضان] باید آماده بشود.
یعنی من آنچه را که از زمان مرحوم پدرمان هست، خدمت رفقا میگویم؛ هر کسی میخواهد عمل کند، هر کسی هم که نمیخواهد نکند. هیچ اجباری نیست. ولکن این نحوه نباشد که بگویند مطلب گفته نشده است! بنده مسئله را میگویم که وضعیت زمان ایشان به این کیفیّت بوده، مطالبی که از ایشان شنیدم به این نحو بوده و نظر ایشان به این کیفیّت بوده، حال و هوا به این مسئله بوده و رضای خدا در این قضیّه است. حالا یک شخصی مشکل دارد [و] نمیتواند، خب نمیتواند نتواند. اجباری نیست خب نمیتواند بیاید دیگر! یک کسی یک روز در میان میتواند بیاید، خب یک روز در میان بیاید. یک کسی دو روز در میان میتواند بیاید. یک کسی میگوید که من اصلاً نمیخواهم بیایم، من میخواهم فقط روزه بگیرم و حوصله ندارم که بلند شوم بروم در فلان مجلس هم شرکت بکنم. درست شد؟! این یک مسئلهای است که خلاصه هست.
- منظور گوینده یکی از رفقای ایشان است.
