
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
4جهتی که هست و بنده عرض کردم این است: آن موقع این تأخیر، تأخیر غیر صحیح بوده و تاخیر نابهجا بوده است. موقع ظهر است و خب شخص میتواند بیاید و نمیآید! ولی این تأخیری که در اینجا میشود، به جهت رعایت خودِ حال افراد است که افراد با وجود عدم وسیله [نقلیه] که الان دارند از جاهای دور میآیند، این خدا را خوش نمیآید که انسان بخواهد این زحمت را ندیده بگیرد. در آنجا زحمتی نیست، و در اینجا شخص در تلاش است [اما] نمیرسد. همه که خانههایشان در دو متری و پنج متری اینجا نیست. بعضیها از آن طرف شهر میخواهند بیایند.
قضیّه، قضیۀ چیست؟! قضیه مشابه ـ قضیّهای است که برای رفقا عرض کردم ـ قضیّۀ سیّد بحرالعلوم در مسجد کوفه با آن کسی که برایش قلیان چاق میکرد و برای او میآورد. این [تاخیر در نماز] به آنجا میخورد نه به اینجا. در هرجایی باید انسان رعایت کند و موقعیت را تشخیص بدهد. اگر آن مورد در آن وضعیت هست، این مورد هم هست! بله! نشستن و بیخود صبر کردن و اینها، خارج از برنامه است.
علیکلحال مسئله به این کیفیّت است که سعی میشود برنامههایی که هست از نظر محتوا و از نظر کیفیّت بر طبق همان کیفیّتی باشد که در زمان گذشته بوده است، گرچه از نظر کمیّت و از نظر تغییر و تحولات عَرَضی شاید بر حسب اختلاف زمان و مکان اختلاف داشته باشد، ولی اصلش همان است.
کیفیت تعیین زمان جلسات
مثلاً در [مورد] جلسات شبهای سهشنبه اینطور نبوده که نظر مرحوم آقا بر این باشد که حتماً شب سهشنبه باشد، نه! بنده به عنوان فرزند ایشان در اینجا میگویم که خصوص شب سهشنبه موردنظر نبوده است. ولی عصر جمعه، خصوصیت زمانیاش مورد نظر است و همیشه هم بنا بر این بوده است که در عصر جمعه، افراد خلوتی داشته باشند و چه خوب که این خلوت را همراه با سایر رفقا و دوستانشان داشته باشند و به ذکر و دعای سمات و اینها بپردازند. این سیرهای بوده که از سابق برای همۀ بزرگان این سیره بوده است.
