
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
3حالا اینکه بخواهند افراد را از قبل از طلوع فجر به مجلس بکشند و بعد هم بگویند که برای نماز بیا، خب سخت است! بالأخره موقعیت مرحوم آقا با ما فرق میکند. ایشان به عنوان یک شخص بزرگ و مرشد و مدیر و سائق1 و قائدِ این جریان و مکتب [بوده] و طرح این مسئله شاید برای ایشان یک قدری مشکل بوده است. لذا افراد را از نقطه نظر شرکت [در مجالس] در سعه قرار داده بودند. والا خیلی از افراد میآمدند و نمازشان را هم در آنجا میخواندند و ذکرشان را هم در آنجا میگفتند، ـ در همان زمان مرحوم آقا ـ ولی ایشان این را هیچ وقت به عنوان یک سنّت تلقّی نکردند.
ما دیدیم که رفقا خودشان مایل هستند و حالا که تمایل دارند، خب چه اشکالی دارد، هر کسی بخواهد میآید و هر کسی نمیخواهد نیاید و این هم یک سنّت نیست، بلکه به دلخواه افراد است.
بله، شرکت کردن در مجلس بعد از شروع ـ [وقتی] که منبری میخواهد بیاید ـ صحیح نیست. زیرا حواس منبری پرت میشود و انسان باید قبل از اینکه منبری بیاید، در مجلس بیاید. این هست و درست است. ولی اینکه حتماً باید برای اوّل وقت و نماز بیاید، نخیر! این نه در زمان ایشان بوده و نه سنّت بوده و نه واجب؛ هر کسی به مقتضای حال خودش بخواهد برای نماز بیاید، در باز است. نماز هم یک قدری دیرتر شروع میشود تا اینکه افراد برسند.
و حتّی اعتراض هم شده است که مگر بنا بر این نیست که نماز همیشه در اوّل وقت باشد؟! خود ما هم مگر نمیگوییم: که مرحوم پدرمان در مسجد که میرفتند، سر اوّل وقت نماز میخواندند، هرکسی بود [که بود و] هر کسی هم نبود [که] نبود، میخواست خودش را برساند. گفت: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد! هرکسی میخواهد اول وقت [نماز بخواند باید خودش را برساند]. کار ملائکه اوّل وقت است و اتفاقا هم [کارشان] خیلی سبک است! چون کسی اوّل وقت نماز نمیخواند، همه دیر وقت میخوانند. اگر کسی میخواهد درست ثبت شود، اینها که در دفتر رفت عوض و بدل نشود، بیاید اوّل وقت بخواند، آخر وقت سرشان خیلی شلوغ است! همه میبینند دارد قضا میشود، میگویند زود نماز را بخوانیم و آنجا پروندهها پس و پیش میشود، چون خیلی شلوغ است! در روایت هم داریم: «اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت غفران الله»2. روی این حساب میگویند: «شما که خودتان میگویید مرحوم آقا اینطور بودند، چرا نماز برای صبح بیست دقیقه دیر میشود.»
- راهبر
- فقهالرّضا عليهالسّلام، ص 71؛ بحار الأنوار، ج 79، ص 349:
«قال عليهالسّلام:" إعلَم أنّ لكُلّ صلاةٍ وقتَينِ: أوّلٌ و آخِرٌ؛ فأوّلُ الوقتِ رضوانُ الله و آخِرُه عفوُ الله.
و نَروى أنّ لكُلّ صلاةٍ ثلاثةَ أوقاتٍ: أوّلٌ و أوسطُ و آخِرٌ؛ فأوّلُ الوقتِ رضوانُ الله و أوسطُه عفوُ الله و آخِرُه غفرانُ الله، و أوّلُ الوقت أفضلُه. و ليس لأحدٍ أنيتَّخذ آخِرَ الوقت وقتًا، و إنّما جُعِلَ آخِرُ الوقت للمريضِ و المُعتَلِّ و المسافر.»
