
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
و دستورات آنان به طلاب
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
8شناخت راه و روش ائمه بوسیله علما و عرفاء بالله
اینجاست که افرادی مانند مرحوم قاضیها و مرحوم آخوند ملاّحسینقلیها و مرحوم آقا سید احمدها و مرحوم آقا سید حسن مسقطیها و مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکیها و مرحوم آقای انصاریها و مرحوم علامه طباطبائیها و مرحوم والدها ـ رضوان الله علیهم أجمعین ـ آمدند و واقعاً اگر اینها نبودند ما چه میفهمیدیم؟! اصلاً ما کدام روش ائمه را میفهمیدیم؟! وقتیکه فلان آقا روزی سه دفعه محاسنش را شانه میکند و عمامه میگذارد و اینطوری [آرام] مینشیند، چطور منِ کور باطن میتوانم به باطن او توجه کنم و نگاه کنم و ببینم که:
چطور میتوانم نگاه کنم؟! آقا، از همه بهتر نماز شب میخواند و دعای او قطع نمیشود! اما این باطن، باطنی است فرعون! من چطور میتوانم تشخیص بدهم؟! وقتیکه عمرم تمام شد و کلاه سرم رفت و تمام سرمایههایم ـ چه ظاهری و چه باطنی ـ همه از من گرفته شد، آنوقت میگویم عجب، من چه اشتباهی کردم! الحمد لِلّه بزرگان آمدند [و راه را به ما نشان دادند].
عکس علامه طباطبائی حکایت از حالات عجیب ایشان
من پریشب داشتم عکسی از مرحوم علامه طباطبائی ـ که فردی برای من آورده بود ـ را نگاه میکردم. علامه بدون عمامه در منزل نشسته بودند، سر ایشان پایین و چشمهایشان بسته بود. من نیم ساعت داشتم فقط به این عکس نگاه میکردم و آنقدر این عکس مرا گرفت که من دیدم این مرد واقعاً در چه طمأنینه و آرامشی هست! نه یک ذرّه هوا دارد، نه یک ذرّه هوس دارد، نه یک ذره تعلّق به دنیا دارد! یک پیراهن و شلوار پوشیده و همینطوری دستش را روی [بدنش] گذاشته و بیخیال از همۀ دنیا و غرق در خود و کار خود و بهدنبال خود است! آیا همین برای ما تنبّه نیست؟!
آیا عکس آقایان سابق را دیدهاید؟! یک قلیان میگذاشتند و همینطور میکشیدند و چند تا متکّا برای تکیه و چند تا کتاب اینطرف و چند تا کتاب هم آنطرف میگذاشتند و بعد از آنها عکس میانداختند: «حضرت آیةالله فلان درحال کشیدن قلیان!» چه تحفهای!
