
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
و تبیین برخی ابعاد برنامه آنان
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
5نیاز مجتهد به فلسفه و عرفان
این افرادی که متعهد هستند باید حقیقت و اساس این مکتب را بدانند و پایه و عمود آن را تشخیص بدهند، که پایه و عمود مکتب بر ولایت است! اینطور نیست که تمام این مذهب و ملت فرضاً براساس چهار روایت طهارت و صلات و [حج] بگردد؛ بلکه [این روایات] ده درصد و پنج درصد از معارفی است که انسان باید در این مکتب بهدست بیاورد! یا پرداختن به چند قاعدۀ اصولی کار انسان را تمام نمیکند؛ اصول لازم است ولی حدی دارد، نه در آن حدی که تمام توان انسان را بگیرد و انسان را از رسیدن به معارف دیگر و پرداختن به خود باز دارد!
تفسیر یکی از مسائل ضروری است، تاریخ از مسائل بسیار مهم است، و پرداختن به فلسفه و عرفان هم از اساسیترین مطالب و مسائل ضروری این مکتب است.
آن فقیهی که فلسفه نخوانده باشد و در عرفان نظری کار نکرده باشد، فتوای او نسبتبه فقیهی که به این مطالب إشراف دارد، کاملاً مشخص است! آن فقیهی که در عرفان چشم او باز شده است، دیگر نیاز به سند روایت و رجال ندارد؛ همینکه روایت را نگاه میکند، میفهمد که این روایت از امام است یا از امام نیست! راوی این روایت کیست و در چه وضعیّتی گفته شده است! و نسبتبه مطلبی که میشنود، تشخیص میدهد که این مطلب از امام است یا نیست. درحالیکه آن فردی که از این مطالب اطّلاع ندارد، دو سوم روایات را با مختصر خدشهای کنار میگذارد و آنها را رها میکند و به آنها عمل نمیکند!
نمونه از تأثیر فلسفه و عرفان در فتوای صحیح
وقتی که در روایت داریم: «[تکرار] عمره در کمتر از ده روز حرام است و در یک ماه نیز دو عمره کراهت شدید دارد!»1 چه فلسفهای دارد؟ آن کسی که فهم عرفانی فقهی ندارد، نمیتواند تشخیص بدهد! او فقط به روایت نگاه میکند و وقتی میبیند یک روایتی با آن معارض شد میگوید: «اگر رجائاً روزی دَه عمره هم انجام بدهید اشکال ندارد!» چرا؟ چون نمیفهمد!
- . رجوع شود به الکافی، ج 4، ص 534.
