
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
و تبیین برخی ابعاد برنامه آنان
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
4رفقا اطّلاع دارند که رسیدن به مکتب تشیّع با وارد شدن در مباحث فقهی و اصولی خیلی تفاوت میکند؛ هر کدام از مباحث فقهی و اصولی و یا مباحث تفسیری و تاریخی جزئی از این مکتب است نه تمام الکل و تمام المکتب! و هر کدام از اینها در جای خود لازم و ضروری است و عدم پرداختن به بعضی از اینها موجب خلل و نقصان جدی میشود.
ما امروزه داریم میبینم که چطور افرادی که سالیان سال در همین حوزه بودند و در همین حوزه درس خواندند، ولی آنطور که باید و شاید به مسائل اعتقادی نپرداختند و نسبتبه مسائل عقلی مایه نگذاشتند و چهبسا در مقام رد و طعن برمیآمدند [در چه وضعیتی هستند!]
دیدگاه مرحوم قاضی و علامه طباطبایی راجع به فقه و اصول
مرحوم آقای طباطبائی به آقای بروجردی میفرمودند:
پاسخ شبهات امروزه را مسائل فقهی و اصولی شما نمیتواند بدهد! بلکه باید در مکتب صدرالمتألّهین و بوعلی و اسفار و مکتب عرفان به این پاسخها پرداخت و ملتجی شد.1
آن کسی که هفتاد سال و صد سال هم مسائل فقهی و اصولی را بررسی کند، هیچوقت نمیتواند نسبت به شبهات ولایت پاسخگو باشد و از این نقطهنظر راجل2 است و هیچگونه اطلاعی ندارد. مسائل فقهی یا مسائل اصولی از مسائلی نیست که انسان بخواهد تمام عمر خودش را بر آن قرار بدهد!
به قول مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیه ـ که میفرمودند:
حال این آقای آشیخ محمّدحسین [اصفهانی] که اینقدر نسبت به مسائل اصولی دقت کرده است، آیا این مقدار ضرورت داشت و لازم بود؟!
اگر ایشان بهجای اینهمه دقت [در مسائل اصولی] میآمد و وقت خود را در مسائل دیگر میگذاشت، آنوقت دیگر آشیخ محمّدحسین نبود؛ فرد دیگری و آیتی بود!
مرحوم آشیخ محمّدحسین در زمان خود مرحوم قاضی بود و از جملۀ صلحاء و عُبّاد و بسیار مرد بزرگوار و مرد بزرگی بود التفات کردید؟! با اینکه مرحوم آشیخ محمّدحسین فرد بسیار منزّه و نادری بود؛ یعنی یک موی او در نجف پیدا نمیشد! ولی درعینحال مطلب آنقدر بالا و بالا است که باید نسبت به ایشان اینطور تعبیر آورده میشود. علیٰکلّحال این مکتب یک مکتبی است که باید در جمیع جهاتی که متعلق به اوست بتواند پاسخگو و توانا باشد.
- . رجوع شود به مهرتابان، ص 104 ـ 106؛ مطلع انوار، ج 1، ص 185 و 186.
- . لغتنامۀ دهخدا: «پیاده کنایت است از شخص کماطلاع».
