جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
8لذا اینها عمرشان را تلف میکنند و مالی را بهدست میآورند و در هنگام مردن، تمام اموالی را که با خون دل به دست آوردهاند باید واگذار کنند و فقط با دو متر پارچه از این دنیا بروند! دو متر پارچه! حال ایکاش فقط مسئله به همینجا ختم میشد! تازه آنطرف حساب و کتاب و «از کجا آوردی» مطرح است! «مال چه کسی را بلند کردی؟ حق چه کسی را گرفتی؟ جلوی فعالیت چه افرادی را سد کردی تا به اینجا رسیدی؟» چون همینطوری که بهدست نمیآید! بلکه جلوی فعالیت افرادی را میگیرند تا خودشان به این منافع برسند! مسئله اینطور است دیگر! حالا یک شخص یک شخص باید به آنجا بروند و الآن چماقها آماده است و ملائکه در انتظار هستند و ثانیهشماری میکنند که آقا به آنجا تشریف ببرند و میگویند: تازه بیایید و با یکایک شما کار داریم!
تأثیر علوم آلمحمد بر علماء و اقعی
اما: «و العُلَماءُ باقونَ ما بَقیَ الدَّهر؛ تا روزگار در گردش است علما باقی هستند!» دهر به عالم ماده گفته نمیشود، بلکه به کل عوالم گفته میشود؛ یعنی تا خدا خدایی میکند! معنای خلاصۀ روایت این است. چرا؟ چون عالِم، وجودی پیدا کرده است که آن وجود با تبدل و تغیّر اوضاع و احوال متغیّر نمیشود! اگر مریض یا سالم است، عالم است؛ اگر مورد توجه مردم یا بیتوجهی مردم است، عالم است؛ اگر فقیر یا غنی است، عالم است؛ در این دنیا یا در عالَم آخرت و برزخ و قیامت باشد، آن حقیقت علم را با خودش میبرد و عالِم است؛ لذا در هر حالی عالم است! یعنی وجود او به حقیقت علم برگشته و متحول شده است. البته علمی منظور است که به این نحوی که گفته شد باشد؛ یعنی علوم آلمحمد! نه علمی که ـ همانطور که عرض کردم ـ برای دنیا است! چون آن هم جزء زراندوزی است و تفاوتی نمیکند.
عنایت خداوند در تحصیل علم حقیقی

