جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
5لذا اگر بگویند: آقا، دیگر مردم اصلاً به شما رجوع نمیکنند و به همین ژورنالها مراجعه میکنند! میگوید: «مگر بنده عقلم را از دست دادهام که اینقدر پول خرج کنم و پنچ شش سال زحمت بکشم، بعد هم هیچ نتیجهای بر آن مترتب نشود!» سایر حِرَف و صنایع هم همینطور است؛ همه بهخاطر این است که زندگی بگذرد!
منافات تحصیل علم الهی با زراندوزی
اما تنها حرفه و اشتغالی که از آن اوّلی که شخص به آن رو میآورد فکر زراندوزی و جمع مال و بهدست آوردن پول نیست، درس و اشتغال به علوم الهی است! آیا نیّت یک طلبه وقتی که میخواهد وارد در علوم الهی بشود این است که فردا قاضی بشوم و از قضاوتم پول در بیاورم؟! یا فردا منبری بشوم و مرا دعوت کنند و هر دههای اینقدر پول به من بدهند؟! یا فردا نویسنده بشوم و کتابهایم را منتشر کنم و از انتشار کتابها به مُکنتی برسم؟! یا امامت مسجدی را به من بدهند و با جمع کردن مریدها زندگی خود را آباد کنم؟! آیا مسئله این است؟!
اگر این باشد که مانند بقیّه است و فرقی نکرده است! و یا اینکه وقتی یک طلبه میخواهد به علوم الهی بپردازد، فقط همین در نظر او است که ببینم دین من و آیین من و اعتقادات من و مسائلی که یک انسان برای تکامل خودش به آن مسائل احتیاج دارد چیست؟! همین! حال اگر بعد سایر افراد هم از این دستاوردها بهرهمند شوند، مرتبۀ دیگری است. در وهلۀ اول خود انسان باید بداند که: کیست و چیست؟ و در کجاست و مآلش چیست؟ و راهیافتگان به سعادت ابدی در این زمینه چه دستور دادهاند؟
این مسئله دیگر در دانشکدۀ پزشکی و معماری و مهندسی و نجاری و آهنگری پیدا نمیشود! بلکه در حوزه و رسیدن به دروس و مطالعه و دقت و بعد مطالعۀ کلمات ائمه علیهم السّلام و پرداختن به دستوراتی که از آنها به ما رسیده است پیدا میشود!

