وظایف طلاب علوم دینی
5انسان باید بداند که برای چه درس میخواند و طرف او در درس کیست! و برای چه هدفی درس میخواند و خداوند چه نعمتی را برای او فراهم کرده است که او را موفّق به این درس خواندن کرده است! در جایی که بقیّۀ افراد در خیابانها رها هستند و در چهارراهها سوت میکشند و دنبال این و آن هستند، خدا آمده مسیر او را و راه او را ـ با وجود اینکه این هم میتوانست مانند آنها بشود ـ با آنها دو تا کرده است؛ لذا انسان باید واقعاً از خدا شاکر باشد و شکر کند که: خدایا، الحمدلِلّه وضعیت ما به این نحو است!
سیر زندگی علمی علامه طهرانی
وقتی مرحوم پدر ما در زمان حیاتشان در هنرستان بودند، یک معلمی داشتند که بسیار فنّی و از مهندسین آلمانرفته بود ـ که آنموقع اینها خیلی مهم بودند ـ و خیلی به پدر ما محبت داشت؛ و چون پدر ما در هنرستان فنّی شاگرداول بود، دائماً به پدر ما میگفت:
فلانی، مبادا بروی درسهای آخوندی بخوانی! تو برای چیزهای دیگری هستی؛ تو میتوانی مکتشف شوی، تو میتوانی مخترع شوی! لذا بیا این رشتۀ خودت را ادامه بده، از طرف دولت به فلانجا فرستاده میشوی و برمیگردی و یک فرد خیلی مهمی میشوی!
و خود او هم آدم بسیار فنّیای بود و در همان زمانهای سابق هم مدتی رئیس پالایشگاه آبادان بود و بعد هم به خارج و امریکا رفت. البته چون نمیدانم الآن ایشان حیات دارد یا نه، اسم او را نمیبرم.
اخیراً که به ایران برگشته بود، وقتی مرحوم پدر ما متوجه میشوند یک نامهای برای ایشان میدهند و کتابهایی هم برای همین استاد ـ که دیگر خیلی پیر شده بود ـ میفرستند. آن شخصی که این کتابها را برای ایشان میبَرد گفته بود:
من رفتم و آدرسی که به من داده شده بود را پیدا کردم و گفتم: «یکهمچنین شخصی اینها را برای شما فرستاده است!» پیرمردی بود، نشست و همینطور فکر کرد و فکر کرد، یادش رفته بود، گفت: «من اسم شاگرداولهای کلاسهایم را در دفترچهام نوشتهام؛ بروم آن دفترچهام را نگاه کنم تا ببینم این آقای حسینی که شما میگویید، چه کسی بوده است!»

