وظایف طلاب علوم دینی
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرةِ الله المُنتجبینَ محمد و آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمعینَ
ارزش عمل، به فهم و معرفتی است
الحمدلِلّه همۀ رفقا اهل فضل و علم هستند. و خودشان نسبت به مسائل واردند. آنهایی که بلاغت خواندهاند میدانند که صحبت انسان باید هم فصیح باشد و هم بلیغ باشد. أدای کلام همراه با تأدیۀ مراد در وجوه مختلفه «بلاغت» نام دارد. و «کلام بلیغ» آن است که علاوه بر آنکه مطابق با [قواعد دستورزبانی] است ـ که «فصاحت» است ـ مطابق با مقتضای حال در وجوه مختلفه نیز باشد.1 لذا خیال میکنم کلام ما در اینجا مطابق با مقتضیالحال نیست؛ زیرا اصلاً جا، جای صحبت نیست! ولی از باب اینکه بالأخره بهانهای دست داده تا با رفقا دور هم جمع شویم و ساعتی را بگذرانیم، فقط از این باب صحبتی میشود تا تذکاری شود.
هر عملی را که انسان انجام میدهد باید براساس علم و براساس فهم و معرفت باشد، وإلاّ ارزشی ندارد. و پایۀ معرفت براساس علم است؛ انسان باید عالم باشد تا بتواند به آن فهم کافی و بینش کافی برسد.
مرحوم آقای انصاری ـ رضوان الله علیه ـ میفرمودند:
آن دسته از سالکین راه خدا که عالم هستند، از خطرات دورترند!
چون آن عالم، به موازین و مبانی اطلاع دارد و اگر غلّ و غشّی در کار او نباشد، آن علم برای او چراغ میشود. لذا دیگر کسی نمیتواند او را گول بزند؛ دیگر کسی نمیتواند او را فریب بدهد؛ دیگر کسی نمیتواند با «قربانت شوم و فدایت شوم» او را از آن مسیری که دارد بیرون بیاورد! زیرا تجربه دارد، علم دارد، بصیرت دارد، مطلب را فهمیده است، موارد خطا و اشتباه را تشخیص میدهد، کسی نمیتواند او را فریب بدهد، کسی نمیتواند او را گول بزند، بر سر دوراهی کم گیر میکند، در مواردی که شک وجود دارد میتواند عبور کند و در جایی که دیگران شک دارند میتواند از آن شک بگذرد؛ چون مبنا و قانون در دست دارد.
- . رجوع شود به المطوّل، ص 114.

