اهمیت تحصیل علوم دینی
8علیٰکلّحال [عمر ما] سرمایهای است که خداوند داده و این سرمایه باید صرف بشود؛ شما این سرمایه را در هرجا صرف کنید، دیگر همان است و چیزی برنمیگردد. حال این سرمایه باید در علومی صرف شود که مورد توجّه ائمّه است یا صرف در علوم عادی شود؟! البتّه پرداختن به این علوم عادی هم درصورتیکه برای رفع نیاز جامعه و اجتماع باشد خوب است و حتی ثواب هم دارد، امّا بحث ما راجع به برداشت فرهنگی از مسئله است.
الآن جامعه و افراد نیاز به طب دارند و ما باید طبیب داشته باشیم؛ این یک مسئلۀ روشنی است. وقتیکه انسان دچار ناراحتی میشود، طبعاً رفع این ناراحتی راه و علاج دارد و باید طبیبی باشد تا بتواند این ناراحتی را رفع کند. این یک مسئله است و مسائل دیگر اجتماع هم مسائل دیگری هستند که پرداختن به آنها اشکال ندارد و اگر برای خدا باشد ثواب هم دارد و فرقی نمیکند. چطور اینکه پرداختن به علوم اهلبیت هم اگر برای غیر خدا باشد، نهتنها ثواب ندارد بلکه عقاب هم دارد و خیلی هم عقاب آن بالاتر است! ولی بحث ما راجع به کیفیت برداشت فرهنگی از مسئله است.
شخصی از دوستان و نزدیکان بود که پدرش هم از بزرگان و اولیا بود. پدرش خیلی دوست داشت که او طلبه شود و مدتی هم طلبه شد ولی رها کرد و پدرش هم مدتی با او قهر کرد. پدرش از اولیا و بزرگان بود و از دنیا رفته است، و سنّ خود او هم الآن حدود شصت و پنج سال است. البتّه ایشان یک مقداری هم خوانده بود؛ گمان میکنم تا لمعه خوانده بود و بعد وارد بعضی از مسائل و سازمانها و شرکت نفت شد. من یکوقت ـ خیلی سابق ـ ایشان را به [علوم دینی] تشویق میکردم و میگفتم: آقا، کدامیک از اینها ترجیح دارد؟! اینکه شما بیایی صبح تا ظهر وقت خود را به دو دو تا چهار تا و حساب و کتاب نفت و [غیره] بگذرانی، یا اینکه وقت خود را به اصول کافی و روایت امام صادق راجع به کیفیت عروج انسان و تهذیب خلق و معارف مبدأ و معاد بگذرانی؟! ولو کاری که میکنی هم برای خدا است، درست است، ولی صحبت در خود نفس آن عمل است!

