اهمیت تحصیل علوم دینی
7میزان مقبولیت اهل علم در جامعۀ کنونی
[مردم می گویند]: «روحانی تا وقتی خوب است که بیاید برای ما در خانه روضه بخواند!» امّا همینکه بخواهد قدری پایش را جلوتر بگذارد و بخواهد ازدواج کند: «نه نه نه! آخوند کیست؟! آخوند چیست؟!» آقا، آن شرایطی که بقیّه دارند آخوند هم دارد! یا میگویند: «روحانی تا وقتی خوب است که بیاید برای مجالس عزای ما بالای منبر برود! روحانی تا وقتی خوب است که سر سفرۀ حضرت علی اصغر و حضرت سکینه و از این سفرهها بیاید و ختم انعام بگیرد! تا اینجا خوب است و احترام میگذاریم و قربان صدقۀ او هم میرویم!» امّا همینکه این روحانی یک مقدار بخواهد نزدیکتر بیاید، مثلاً در درون خانواده بخواهد پسر خانواده [روحانی شود، میگویند]: «نه نه نه! این چه کاری است؟! این چه فلانی است؟! این چه چیزی است؟! این حرفها چیست؟! ما را به این کارها چه؟!» التفات میکنید؟! مصیبت ما اینجا است! یعنی اینقدر ما از آن واقعیّت دور شدهایم که استعمار باید بیاید و نقشۀ خود را دقیقاً در تار و پود وجود ما جا بیندازد!
نماز میخوانیم ولی نماز، نماز ظاهری است! روزه میگیریم ولی روزه، روزۀ ظاهری است! احترام به روحانی میگذاریم ولی این احترام دورادور است! التفات کردید؟! میگویند: «آتش را ما برای گرم شدن میخواهیم نه برای سوختن!» آتش در زمستان خوب است، ولی تا زمانی که انسان یکی دو متر از آن فاصله بگیرد؛ دستش را که نمیتواند به بخاری بزند!
ارزش علوم دینی نسبت به سایر علوم
متأسّفانه باید گفت: مسئلۀ اشتغال به امور دینی و علوم اهلبیت ـ با اینکه بالاترین مرتبۀ علمی و تحقیق و بالاترین مرتبه برای رشد و تکامل است ـ به صورتی [نامناسب] درآمده است.
امام صادق علیه السّلام میفرماید:
لَوَدَدتُ أنّ أصحابی ضُرِبتْ رؤوسُهم بالسّیاط حتّی یتفقّهوُا فی الدّین؛1
«چقدر دوست داشتم که با شلاّق بر سر اصحاب من زده میشد تا اینها بیایند فقیه شوند!»
یعنی اینقدر این مسئله، مسئلۀ مهمّی است و انسان نتیجۀ آن را هم میبیند.
- . الکافی، ج ١، ص ٣١، با قدری اختلاف.

