در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحصیل علوم دینی

و تفاوت آن با سایر مشاغل دنیوی

15966
نسخه عربی

اهمیت تحصیل علوم دینی

4
  • تشیّع؛ مکتب رسمی در ایران

  • البتّه توقّعی که انسان از افراد دارد متفاوت است. نباید ما توقّع داشته باشیم که من‌باب‌مثال شاه عباس که این کار را می‌کرد، دیگر هیچ‌کار خطایی هم نداشت! نه، ممکن بود کار خطایی هم داشته باشد؛ ولی صحبت راجع به اهتمام اینها نسبت به این مکتب و اشاعۀ این مکتب است که واقعاً این تشیّعی که الآن ما در ایران می‌بینیم و در همۀ دنیا منحصر به فرد است و فقط در ایران مکتب تشیّع به‌عنوان یک مکتب رسمی وجود دارد [از خدمات صفویه است]! در پاکستان این‌طور نیست، حتی در عراق ـ با اینکه هفتاد درصد جمعیت آنها شیعه و فقط سی درصد سنّی هستند ـ این‌طور نیست، و حکومت با اهل‌تسنّن است، یا در کشور‌های دیگر مثل عربستان، کویت، کشورهای خلیج و جنوب شرقی آسیا که عدۀ زیادی از آنها را مسلمان‌ها تشکیل می‌دهند، متأسّفانه تشیّع جایی ندارد.1

  • اما مکتب تشیّع در ایران به‌عنوان یک مکتب رسمی از زمان صفویّه شروع شد و حتی در زمان حکومت پهلوی و در دورۀ شاه سابق هم همین‌طور بود و تشیّع به‌عنوان مذهب حقّه و شیعۀ رسمی در قانون اساسی ما وجود داشت. حدّاقل از نقطه‌نظر ظاهر به این کیفیت بود و اذان که در آن زمان از رادیو گفته می‌شد «أشهد أنّ علیًّا ولیّ الله» را داشت و خود شاه هم تظاهر به تشیّع می‌کرد. الآن هم که مسئلۀ تشیّع در ایران به‌عنوان یک مکتب رسمی و مذهب رسمی وجود دارد.

  • تفاوت دیدگاه جامعه نسبت به طلاب در گذشته و حال

  • بله، این مطلب در زمان صفویّه بود. لذا افراد به این قضیّه و وارد شدن در علوم اهل‌بیت از خود اشتیاق فراوان نشان می‌دادند و حتی خیلی از افرادی که برای اشتغال به این دروس می‌آمدند از أشراف‌زادگان و اولاد تجّار مهم ـ مانند تجّار مهم اصفهان ـ بودند. علامه مجلسی ـ خدا رحمت کند ایشان را ـ یکی از ثروتمند‌ان معروف آن زمان بود، که البتّه ثروتش را در جمع‌آوری کتاب ارزشمند بحار الأنوار صرف می‌کرد و علما را به این‌طرف و آن‌طرف می‌فرستاد تا روایات را از این‌طرف و آن‌طرف جمع‌آوری کنند.2 اینها ثروتشان را برای این امور صرف می‌کردند و مردم در آن زمان به آنها به دیدۀ احترام نگاه می‌کردند و به‌طور کلّی در میان جامعه شأن و ارزش خاصّی داشتند.

    1. . قابل ذکر است که این سخنرانی مربوط به سنۀ ١٤٢٢هجری قمری و ناظر به خصوصیّات آن زمان کشورهای فوق‌الذکر است. (محقق)
    2. . رجوع شود به بحار الأنوار، ج ١، ص ٣ و ٤.