در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحصیل علوم دینی

و تفاوت آن با سایر مشاغل دنیوی

15966
نسخه عربی

اهمیت تحصیل علوم دینی

3
  • ولی مسئلۀ علامه مجلسی فرق می‌کرد. آمد بیرون و به شیخ حرّ گفت: «آقا، جلوی شاه که این‌طور حرف نمی‌زنند!» شیخ گفت: «این [حرف‌ها] را ر‌ها کن؛ اینها باید درست بشوند!»1

  • علمای ما ـ خدا رحمت کند سابقین را ـ این‌طور بودند، خیلی صریح بودند و نشستن پیش شاه با غیر شاه برای آنها فرقی نمی‌کرد!

  • این بزرگان و علمای ما واقعاً در آن زمان خیلی زحمت کشیدند. شیخ بهائی کسی بود که می‌خواست اصفهان را ترک کند و به لبنان برگردد! خیلی داستان دارد و اگر ما بخواهیم وارد این زمینه‌ها بشویم به‌طور کلّی ساعت‌ها وقت می‌گیرد. اینها واقعاً در چه افقی بودند و متأسّفانه وضعیّت به چه افقی درآمده است!

  • صفویّه برای احیای تشیّع در قبال حکومت و سلاطین عثمانی ـ که در آن زمان بر بسیاری از ممالک اسلامی تسلّط داشتند و پایتخت آنها هم استانبول بود ـ شروع کردند به نشر علوم اهل‌بیت و تشویق و ترغیب افراد برای وارد شدن در مباحث دینی و تربیت افراد و طلبه‌ها و تبلیغ آنها، و پول‌ها خرج می‌کردند و افراد را به این‌طرف و آن‌طرف می‌فرستادند‍.

  • این تبلیغی که الآن وجود دارد و طلبه‌ها در ایّام محرّم و صفر یا ماه رمضان به این‌طرف و آن‌طرف می‌روند و خود ما هم می‌رفتیم، از زمان صفویّه شروع شده است؛ آنها طلبه‌ها را به شهر‌ها و این‌طرف و آن‌طرف می‌فرستادند.

  • در آن زمان شاید سه چهارم ایران اهل‌تسنّن بود و تا قبل از صفویّه خیلی کم اتّفاق می‌افتاد که از بالای مأذنۀ یک دِه یا یک شهر «أشهد أنّ علیًّا ولیّ الله» گفته شود و به‌طور کلّی همه در تقیّه به‌سر می‌بردند. فقط قم و ری (محلّ مزار حضرت عبدالعظیم) 2 و بعضی از شهر‌های مرکزی شیعه بودند؛ وإلاّ تمام شهر‌های جنوب و شمال اهل‌تسنّن بودند، و حتی مشهد که محلّ مزار امام رضا علیه السّلام بود، به‌واسطۀ ارتباطی که با بیرجند و مرز داشتند همه اهل‌تسنّن بودند.

  • لذا طلبه‌ها را به این‌طرف و آن‌طرف برای تبلیغ و گسترش فرهنگ تشیّع می‌فرستادند و خب حکومت هم این مسئله را تأیید می‌کرد. تا اینکه کم‌کم این تشیّع در بین قبایل و عشایر ـ به‌خصوص عشایر فارس و همان قسمت‌های جنوبی و بیشتر جنوب غربی ـ گسترش پیدا کرد. تمام اینها را صفویّه در آن زمان به تشیّع برگرداندند و دستشان هم درد نکند و واقعاً از هر جهت نسبت به این قضیّه اهتمام داشتند.3

    1. شیخ حرّ عاملی، روایت آزادی، ص ٦٧ و ٦٨؛ أعیان الشیعة، ج ٩، ص ١٦٧، با قدری اختلاف.
    2. . طهران در آن زمان یک دِه بوده و به این‌صورت نبوده است.
    3. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الشیعة فی المیزان، ص ١٧٤ ـ ١٨٣؛ مطلع انوار، ج ١٠، ص ٢٣٧ ـ ٣٧٣.