نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
9حالا اینها میگویند: «هم طلحه و هم زبیر و هم مروان و تمام اینها همه پاک و خوب هستند و هیچ [صحبتی دربارۀ آنها نباید کرد]؛ چون اینها صحابی هستند!» این حرف غلط است!
جعل روایت دربارۀ خلقت توسّط ابوهریره بر خلاف نصّ قرآن
آنوقت این صحابیها از پیغمبر روایاتی بر خلاف علم و بر خلاف کتب سالفه نقل کردند. ابوهریره یک روایتی از پیغمبر نقل میکند ـ و [به نظر آنها] سندش هم صحیح است و تمام [روات]، عادل و موثّق میباشد ـ که:
خداوند آسمان و زمین را در شش روز خلق نکرد، بلکه در هفت روز خلق کرد. و رسول خدا دست مرا گرفت و شمرد: خداوند در روز اوّل چهکار کرد، در روز یکشنبه چهکار کرد، دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه تا رسید به عصر جمعه یک ساعت به غروب که دیگر خلقت آسمان و زمین تمام شد.1
و این [روایت] تمام سلسله رُواتش تا خود ابوهریره صحیحاند!
و این خلاف نصّ قرآن است که: «خداوند آسمان و زمین را در شش روز خلق کرد.»2 آنها هم در این روایت ماندهاند که چهکار کنند؛ اگر بگویند روایت صحیح است ـ که سندش هم صحیح است ـ، خلاف خود قرآن است؛ جواب یهود و نصاریٰ را چه بدهند که آنها اعتراض به مسلمانها میکنند: شما که میگویید قرآن ما حقّ است، این قرآن که میگوید خدا آسمانها و زمین را در شش روز خلق کرده است؛ چطور حقّ است درحالتیکه پیغمبرتان میگوید در هفت روز؟! اگر بگویند که باطل است، چون تمام سلسله سندش صحیح است باید بگویند: ابوهریره خودش در آخر سند است و او از پیغمبر دروغ نقل کرده است؛ و این را هم نمیخواهند بگویند!3 چون ابوهریره سالیان دراز رئیس بوده، پیشوا بوده، مردم را به خلافت معاویه دعوت میکرده و روایاتی را بر خلاف امیرالمؤمنین جعل میکرده است! و اگر پای ابوهریره [از احادیث] زده شود، نصف حدیث سنّیها و فقهشان از بین میرود.
- مسند أحمد، ج ٢، ص ٣٢٧.
- سوره اعراف (٧) آیه ٥٤ و بسیاری از آیات دیگر.
- امام شناسی، ج ١٨، ص ٣٩٢، به نقل از ابوریّه:
«و از عجائب است که ابوهریره در این حدیث تصریح کرده است که خودش از پیغمبر شنیده است و پیغمبر هم در حال گفتن حدیث دست او را گرفتهاند. و من در اینجا برای تحدِّی و مغالبه و پیروزی بر آن کسانی که میپندارند چیزی از علم حدیث را دارا میباشند، اعلان و اعلام مینمایم که بیایند و این مشکل را حل کنند و شیخشان را از این ورطه و باتلاقی که در افتاده است بیرون بکشند؛ زیرا این حدیث بنابر قواعدشان صحیحالسَّند میباشد، و در میانشان در صحَّت آن اختلاف نیست. مسلم در صحیحش آن را روایت نموده است و در آنجا نهتنها تصریح دارد به اینکه آن را از پیامبر شنیده است، بلکه معتقد است که رسولالله دست وی را در دست خود گرفته و به وی حدیث میکرده است.
این از یک جانب؛ از جانب دیگر اینکه ائمّۀ حدیث حکم کردهاند که این حدیث مخالف کتابُ اللهِ العزیز است و ابوهریره آن را از کعبالاحبار اخذ نموده است. اگر ابوهریره آن را بهطور عَنْعَنَه روایت میکرد (از فلان از فلان)، ما میگفتیم شاید در آن راویانْ سهوی رخ داده است، و دنبال چارهای میگشتیم تا ما را از آن ورطه خارج نماید؛ ولیکن وی تصریح به استماعش از شخص رسولالله نموده است و در هنگام تلقِّی حدیث، دستش در کف رسولالله بوده است.
در این صورت بدون شکّ و تردید، این روایت کذب صریح و افتراء بر رسولالله است؛ پس حکم سازنده و جعل کننده آن چیست؟! آیا در تحت شمول حدیث رسولالله است که: ”من کذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقعَدَهُ مِنَ النّار؛ هر کس بر من دروغ ببندد در صورت عمد، باید نشیمنگاه خود را در آتش تهیه ببیند“؟!...
سوگند به خداوند که من نیاز شدید دارم تا پاسخ قانعکنندهای را از این مشکله بهدست بیاورم! زیرا فقط و فقط اگر انسان نظرش را بر این حدیث بدوزد، تحقیقاً و بدون شکّ و ریب، آن از جمیع روایات ابوهریره پرده برمیدارد؛ به علّت آنکه وقتی ابوهریره در روایتی که خود تصریح به استماعش با گوشهایش از رسول خدا کند، حال دیگر روایاتش چگونه خواهد بود اگر عَنْعَنَةً از غیر رسول خدا روایت کند؟!...
علماء ما در تکذیب این حدیث، بسیار نیکو وارد بحث شدهاند و به طور قطع حکم نمودهاند که: ابوهریره دروغ گفته است در اینکه آن را از پیغمبر روایت کرده است. و تحقیقاً آن را از کعبالأحبار یهودی که کمر بسته است تا در تمام کارهایش دَسّ در اسلام کند تا چهره زیبایش را مُشَوَّه سازد و بهاءِ آن را از بین ببرد و باب طعن را در علم کسی که اسلام را آورده است مفتوح سازد، اخذ و تلقّی نموده است. (شیخ المَضیرَة أبوهُریرَة، طبع دوم، ص ٧٩ تا ص ٨٢)»*
*. شیخ المضیرة أبوهریرة، محمود أبوریة، ص ٩٨.

