نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
8ادلّۀ ردّ قول عامّه بر عدالت مروان
واقعۀ حرّه در مدینه (ت)
مروان با تمام آن جنایاتش،1 نباید هیچ حرفی به او زد چون صحابی است،2 ولو اینکه خودش در جنگ جَمَل طلحه را هم کشته است! و این طلحه خودش قاتل عثمان ـ که پدر زن مروان و از اصحاب است ـ میباشد! حالا ما که آمدهایم و داریم با علی جنگ میکنیم، میفهمیم که داری دروغ میگویی؛ امّا آن طلحهای که خودش به عنوان [خونخواهی عثمان] با علی جنگ میکند، [قاتل عثمان است]!
از آنجا تیرش را برداشت و به سمت طلحه رها کرد، درحالتیکه طلحه و مروان خودشان از رؤسای همان لشکرِ مخالف بودند! و میگفت: «من دیدم هیچ موقعی بهتر از الآن نیست که من از این مرد، خونخواهی کنم! چون طلحه، عثمان را کشته است و عثمان از بنیامیّه است، ما هم از بنیامیّه هستیم و ما بایستی که خونخواهی کنیم دیگر؛ از این موقع چه بهتر که الآن طلحه را آنطرف گیر آوردهایم و الآن میزنیم و میکشیم و کسی هم مطّلع نمیشود!» میگفت که: «دیدم که هیچ موقعی بهتر از این نیست که الآن تیرم را بزنم!» زد و تیر از اینطرف میدان آمد و آنطرف به ران طلحه خورد، ران شکافته شد و خون آمد و آنقدر خون آمد تا مرد؛ و طلحه مدام فریاد میزد و افسوس میخورد که: «هم دنیایم رفت و هم آخرتم (آخر نه رئیسی، نه ریاستی، نه پیروزی و نه جنگی! ما همۀ مردم را حرکت دادیم و آوردیم اینجا، در آخر هم اینطوری داریم میمیریم؛ تیری ناشناس آمده و به ما خورده است)!»3
انسان یکوقتی میرود در جنگ، شمشیر میزند و بازو نرم میکند و کشته میشود؛ امّا نه، بدون اینکه جنگی بکند، تیری آمده [و به او خورده] است و آنقدر خون از رانش آمد تا اینکه مرد و گناه تمام این جمعیّت دوازده هزار نفر هم به گردن اوست! و خود مروان هم آن طرف تماشا میکرد، درحالیکه خودش به طلحه تیر زده است!
- او اوّلین خلیفۀ مروانی بود. در زیارت عاشورا و نیز از زبان رسول خدا مورد لعن قرار گرفته است (المستدرک، حاکم نیشابوری، ج ٤، ص ٤٧٩). همراه طلحه و زبیر از سران جنگ جمل بود (الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٨٩) . و نیز در جنگ صفین همراه معاویه بود (الفتوح، ج ٢، ص ٥٣٧). وقتی والی مدینه بود در هر جمعه در منبر، امیرالمؤمنین را لعنت میکرد (البدایة و النهایة، ج ٨، ص ٢٥٩). وی از دفن امام حسن علیه السّلام در کنار رسولالله منع کرد (أنساب الأشراف، ج ٣، ص ٦٤). در فاجعۀ حره به مردم مدینه خیانت کرد و همراه مسلم بن عقبه از عاملین این جنایت بود (الطبقات الکبری، ج ٥، ص ٢٨).
نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٦٠٢، تعلیقۀ ١:
«در کتاب النّصّ و الاجتهاد، طبع دوّم، ٣٤٠ و ٣٤١ گوید: ”... و مدینه را بهواسطۀ مجرم بن عقبة، بهواسطۀ وصیّتی که از پدرش معاویه دربارۀ مجرم به وی رسیده بود کوبید. وقایعی که در مدینه بدست یزید واقع شد اموری است که نزدیک بود آسمانها از آن شکافته شوند. و کافی است برای تو که بدانی: آنها مدینه طیّبه را سه روز بهدست لشکریان خود از قتل و غارت و هتک ناموس سپردند، تا جایی که هزار دختر باکره از دختران مهاجرین و انصار، بکارت خود را از دست دادند در واقعه حرّه؛ در آن روز از مهاجرین و انصار و پسرانشان و سایر مسلمانان، ده هزار و هفتصد و هشتاد مرد کشته شد. و پس از آن دیگر در مدینه بدری (کسی که در جنگ بدر حضور داشته است) یافت نمیشد. و از زنان و کودکان جمع کثیری کشته شدند. و مرد سپاهی از لشکر یزید، پای طفل شیرخوار را میگرفت و از مادرش به سوی خود میکشید و او را چنان به دیوار میکوفت تا مغز سرش پاره شود و به روی زمین بریزد؛ در برابر چشمان مادرش! سپس مردم را امر کردند به بیعت برای یزید بدینگونه که آنها غلامان و کنیزان یزید باشند؛ اگر بخواهد استرقاق کند و به بندگی ببرد، و اگر بخواهد آزاد کند. مردم به همینگونه با یزید درحالیکه اموالشان را غارت کرده بودند، بیعت کردند. همه بیعت کردند درحالیکه چهارپایانشان را به غارت برده بودند، و خونهایشان را ریخته بودند و به زنهایشان تجاوز کرده بودند. و مجرم بن عقبة سرهای اهل مدینه را به سوی یزید فرستاد... .“» - البدایة و النهایة، ابوالفداء، ج ٨، ص ٢٥٧ هو صَحابیٌ عند طائفةٍ کثیرة....
- أنساب الأشراف، ج ٢، ص ٢٤٦؛ الاستیعاب، ج ٢، ص ٧٦٦.
- او اوّلین خلیفۀ مروانی بود. در زیارت عاشورا و نیز از زبان رسول خدا مورد لعن قرار گرفته است (المستدرک، حاکم نیشابوری، ج ٤، ص ٤٧٩). همراه طلحه و زبیر از سران جنگ جمل بود (الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٨٩) . و نیز در جنگ صفین همراه معاویه بود (الفتوح، ج ٢، ص ٥٣٧). وقتی والی مدینه بود در هر جمعه در منبر، امیرالمؤمنین را لعنت میکرد (البدایة و النهایة، ج ٨، ص ٢٥٩). وی از دفن امام حسن علیه السّلام در کنار رسولالله منع کرد (أنساب الأشراف، ج ٣، ص ٦٤). در فاجعۀ حره به مردم مدینه خیانت کرد و همراه مسلم بن عقبه از عاملین این جنایت بود (الطبقات الکبری، ج ٥، ص ٢٨).

