نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
7قول عامّه بر عدالت مطلق صحابه و ادلّۀ ردّ آن
میگویند: این ولید بن عَقَبه از اصحاب رسول خداست، و چون صحابی است معصوم است، و هر صحابی که اسمش صحابی باشد ـ حالا با پیغمبر مصاحبت کرده باشد و یا پیغمبر را دیده باشد ولو به یک نظر، ولو بچّههایی هم که دو ساله بودند و اینها یک مرتبه پیغمبر را دیدند، اینها صحابیاند ـ، قولش حجّت است! اصلاً دربارۀ صحابی نمیشود صحبت کرد؛ هر کسی که صحابی رسول خداست دربارۀ او دیگر ابداً نمیشود صحبت کرد! اصلاً دربارۀ ولید بن عقبه نمیشود صحبت کرد؛ دربارۀ عایشه نمیشود صحبت کرد؛ دربارۀ عبدالرّحمن بن عوف نمیشود صحبت کرد؛ دربارۀ حَکم، پدر مروان اصلاً نمیشود صحبت کرد و... ؛ برای اینکه اینها همه صحابیاند، و صحابی [در نظر] آنها آن افرادی هستند که پیغمبر را با ایمان دیدند و با ارتداد هم از دنیا نرفتند و از اسلام برنگشتند؛ اینها همه قولشان حجّت است و هرچه از پیغمبر بگویند حجّت است!1و2
جعل حدیث بهوسیلۀ بعضی از صحابه
آنوقت اینها آمدند و در مرکز حکومت نشستند و روایاتی را از پیغمبر جعل کردند و تمام سنّت عامّه را از روایات جعلیِ این افراد پر کردند؛ درحالیکه همۀ اینها خلاف واقع است که به عنوان اینکه این شخص صحابی است، [قولش حجّت است]! این [کلام]، خلاف آیات خود قرآن است که میگوید: «ولید، فاسق است!» وقتی قرآن میگوید: «ولید فاسق است»، ما چگونه بگوییم عادل است؟!
تمرّد بعضی از صحابه در جنگ تبوک از امر پیغمبر
وقتی خود قرآن میگوید در جنگ تبوک پیغمبر امر کرد: «حرکت کنید و بروید!» و جماعتی ـ که مقدار آنها هم یکی دوتا نبود، بلکه هشتاد و چند نفر بودند ـ آمدند و گفتند: «یا رسولاللَه! ما عذر داریم و چنین و چنان، و نمیتوانیم بیاییم!» با اینکه امر پروردگار بود که: همه باید حرکت کنند!3 و در جنگ اُحد که لشگر حرکت کرد آمد بهسوی بیرون [مدینه]، عبداللَه بن اُبَی با دار و دستۀ خودش از میان راه با سیصد و چند نفر برگشت و از میان این هزار و چند نفر اصحاب پیغمبر، سیصد و چند نفرش کسر شد.4 حال اینها میگویند: قول همۀ اینها حجّت است و چون صحابی هستند نباید به آنها دست زد و گفتارشان و هر کاری بکنند نباید دربارۀ آن صحبت کرد!
- رجوع شود به الإصابة، ابن حجر عسقلانی، ج ١، ص ٧ ـ ٢٣. و در ص ١٦٢ میگوید:
«اتفق أهل السنّة علی أنّ الجمیع عدول، و لم یخالف فی ذلک إلّا شذوذ من المبتدعة... روی بسنده إلی أبیزرعة الرّازیّ، قال: ”إذا رأیت الرجل ینتقص أحدا من أصحاب رسول الله صلّی الله علیه و سلّم فاعلم أنه زندیق... .“»
ترجمه: «تمام اهلسنّت اتفاق نظر دارند بر اینکه همۀ صحابه عادلند و هیچکس مخالفت با این حرف نکرده است مگر عدۀ کمی از بدعت گذاران... . خطیب در الکفایه به سند خود از ابیزرعه نقل میکند: ”هر کس ایرادی از یکی از صحابه بگیرد کافر است... !“» - جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٥٣٩.
- تفسیر القمی، ج ١، ص ٢٩١؛ المغازی، ج ٣، ص ٩٩٢ و ١٠٢٣ و ١٠٦٣؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ٣، ص ٢٨٧؛ امام شناسی، ج ١٠، ص ٢١٠, و٣٠٨ ـ ٣٢١.
- تاریخ الطّبری، ج ٢، ص ٥٠٣.
- رجوع شود به الإصابة، ابن حجر عسقلانی، ج ١، ص ٧ ـ ٢٣. و در ص ١٦٢ میگوید:

