نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
5قبول داشتن قرآن یعنی عمل به کلام مفسّر و مبیّن حقیقی قرآن
قرآن هم همینطور است، برای تمام افراد بشر آمده است؛ تمام مسلمانها میگویند بدون شک ما قرآن را قبول داریم! امّا قرآن چیست؟ حقیقت قرآن چیست؟ قبول داشتن قرآن به چیست؟ اینکه انسان به حرف آن کسی که راهبر قرآن است و مفسّر قرآن است و مبیّن قرآن است، گوش کند؛ انسان آنوقت حرف قرآن را عمل کرده است، و الاّ میگوید: اصلاً همۀ آیات قرآن، منطبق بر من است؛ هر کسی به حرف من گوش کند، او به قرآن گوش کرده است؛ و هرکه به حرف من گوش نکند، اصلاً به قرآن گوش نکرده است!
میزان حق چیست؟
اینهمه طوایف مختلف در اسلام و... میگویند: نظر ما حق است و نظر غیر ما باطل است! شافعی میگوید: ما حق هستیم و حَنَفی باطل است! حَنَفی میگوید: ما حق هستیم و حنبلی باطل است! آنها میگویند: ما حق هستیم و مالکی باطل است! حالا دوتا باطل که نمیشود. دو نفر در یک مبدأ، با همدیگر مختلف باشند و... ، یکی حق است یکی باطل دیگر! پس بنابراین، در این صورت استفاده میشود که: اگر ما میزانِ حق را حق بگیریم، میتوان باطل را سنجید؛ و الاّ اگر میزانِ حق را بنا به پندار و تشخیص افراد بگیریم، هرکسی میگوید: حق بر من منطبق است و من هم بر حق منطبق هستم؛ و هر موجودی که بر من منطبق نباشد، او باطل است!
رسول خدا [حق را] مشخّص میکند؛ ﴿وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥ﴾، در میان شما رسول خدا هست آنوقت چطور ممکن است شما کافر بشوید؟! اگر رسول خدا نباشد، سنّتش نباشد، امرش نباشد، نهیاش نباشد، نفْس شما میآید آیات قرآن را بر خودش منطبق میکند و هر کس راه خودش را میگیرد و میرود. ولی وقتی رسول آمد و به شما امر کرد، شما چگونه میتوانید آیات قرآن را بر خود منطبق کنید؟! درحالیکه رسول به شما امر کرده است و شما مخالفت کردید، به آن امر کرده است و او اطاعت کرده است!

