نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
4و چقدر روشن است که بدون تفسیر قرآن و بدون روشنگرِ قرآن، قرآن بهتنهایی نمیتواند دستگیری کند! چون قرآن نوری است که از طرف پروردگار آمده و دستورات کلّی آورده است؛ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ وظیفۀ شما چیست؟ هر کسی میگوید: من مؤمنم، پس بنابراین ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ من را میگیرد دیگر! رسول است که باید مشخّص کند که: تو مؤمن هستی و تو نیستی؛ او امر میکند، اگر کسی طبق امرش رفتار کرد مؤمن است و الاّ نه، کافر است. رسول بیان میکند که: امروز باید جنگ کنید، امروز باید صلح کنید، امروز باید حرکت کنید؛ خدا هم در قرآن مجید میگوید: باید از رسولْ تبعیّت کنید! بنابراین، وقتی کسی تبعیّت کرد، مؤمن میشود و اگر تبعیّت نکرد کافر میشود؛ پس بدون رسول، ایمان و کفر با همدیگر آمیخته شده و آغشته شده و حدّ فاصل ندارد!1
علّت تمرّد شیطان
عیناً مانند شیطان که قبل از اینکه خطاب ﴿ٱسۡجُدُواْ﴾؛ «[بر آدم سجده کنید!]» بر او بشود، در میان ملائکه بود و خودش را به صورت ملائکه جا زده بود؛ چون امتحان نیامده بود و تمییز نیامده بود. وقتی که خطاب آمد و ملائکه اطاعت کردند و شیطان تمرّد کرد، جدا شد؛ امّا قبل از خطاب جدا نبود، جزء ملائکه بود.
پیدایش بهشت و جهنّم با خطاب ﴿اُسجُدوا﴾
قرآن مجید میفرماید:
﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ﴾؛2 «ما به ملائکه گفتیم که: به آدم سجده کنید! همه سجده کردند مگر ابلیس.»
پس معلوم میشود که ابلیس هم جزء ملائکه بود که خطاب به ملائکه به او تعلّق گرفته که: «ای ملائکه سجده کنید!» آنها سجده کردند امّا ابلیس سجده نکرد و چون سجده نکرد جدا شد؛ بهواسطۀ جدا شدن، نه اینکه ماهیّتش عوض شد و جنس و فصل وجودی او تغییر کرد، بلکه بهواسطۀ این تمرّدْ ذات خود را نشان داد و تمرّد خود را إرائه داد که اصلاً وجود او وجود معصوم نبوده، وجود او شیطان و متمرّد بوده است، ﴿و كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓ﴾؛3 اصلاً شیطان از ملائکه نبود، بلکه از جنّ بود. خداوند یک موجوداتی خلق کرد مانند انسان؛ یک موجوداتی خلق کرد همچون ملائکه؛ یک موجوداتی هم خلق کرد [مانند] جنّ. اینها در اصل وجود با همدیگر تفاوت داشتند، امّا قبل از آن امتحان، شیطان خودش را به صورت ملائکه جا زده بود، لذا خطاب ﴿لِلۡمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ﴾ او را گرفت؛ و چون مخالفت کرد، بروز سریره و ذات او شد و جنّ بودن و ﴿فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓ﴾4 ظهور پیدا کرد و از گروه ملائکه که واقعاً نبود، ظاهراً هم جدا شد. پس بدون خطاب ﴿ٱسۡجُدُواْ﴾ و بدون تمرّدِ شیطان، اصلاً نه بهشتی هست، نه جهنّمی هست، نه انسانی هست، نه سعادتی هست، نه شقاوتی هست، هیچ نیست! اینها همهاش بهواسطۀ همین خطاب [آمده] است.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون مطلب «قرآن بهواسطۀ امام، هادی بشر است» رجوع شود به امام شناسی، ج ١، ص ١٨١؛ ج ٢، ص ٧٥؛ نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٣٩٠.
- سوره کهف (١٨) آیه ٥٠.
- سوره کهف (١٨) آیه ٥٠.
- ترجمه: «[همگی سجده کردند مگر إبلیس که او از طائفه جن بود]، لهذا از امر پروردگارش انحراف جست.»

