مكتبهاى مختلف درباره ذات و افعال حق تعالى
7بررسی دو مکتب اشاعره و معتزله
از این بیاییم بگذریم برسیم به مکتب اشاعره و معتزله.
معتزله از مکتب «واصلِ بن عَطاء» تبعیّت میکنند که شاگرد «حسن بصری» بود؛ و اینها در بسیاری از چیزها دارای عقائد خاصی هستند.
معتزله میگویند که: راه لقاء خدا به کلّی برای غیر خدا مسدود است؛ یعنی هیچ موجودی قدرت لقاء خدا را به هیچ وجه من الوجوه نه در دنیا و نه در آخرت ندارد، و تمام آیات و روایاتی که دلالت بر لقاء خدا میکند چه در دنیا، چه در قیامت، باید تعبیر کرد به یک معانی که متناسب با خدا باشد: لقاء نعمتهای خدا، اسماء خدا، صفات خدا یا رضای خدا یا بهشتهای خدا و امثال این. و از دیگر عقائد معتزله این است که میگویند: خداوند خالق خیرات است و انسان خالق شرور، بدیها به دست انسان خلق میشود و خوبیها به دست خدا خلق میشود؛ پس بنابراین در عالم دو مبدأ فاعل هست: یکی خدا که فاعل خیرات است، یکی انسان که فاعل شرور است؛ این هم یکی از عقائدشان است.
یکی از عقائد اینها این است که: خداوند علیّ أعلیٰ انسان را خلق کرده؛ ولیکن انسان در خلقت افعال، مستقل است؛ عیناً مانند ساعتی که انسان کوک میکند، بعد خود آن ساعت عقربه را میچرخاند، یا در وقت معیّن زنگ میزند؛ انسان هم به دست خدا خلق شده، ولی خودش افعالی را منحازاً و مستقلاًّ انجام میدهد و فاعل افعال، خود انسان است. این یک مکتبی است به نام معتزله؛ البته از شیعیان کسی معتزلی نیست، معتزله همه از طوائف اهل تسنّن هستند.
ادلّۀ بطلان مسلک معتزله
این مکتب هم باطل است. اوّلاً: راه لقاء خدا بر همه باز است. آیات و روایات بیش از حدّ إحصاء دلالت میکند که راه ملاقات خدا برای بشر ممکن است؛ و انسان میتواند خدا را زیارت کند و ببیند؛ منتهی با این چشم سر خدا دیده نمیشود، او که جسم نیست؛ افراد بشر در اثر تزکیه و تصفیه با دل و سرّ و به حقیقت ایمان میتوانند به مقام لقاء خدا برسند. و در این باب روایات، خطبههای أمیرالمؤمنین، مناجاتهای حضرت سجّاد، دعاهائی که از شیعه وارد شده، إلی ما شاء اللَه دلالت بر این مطلب دارد.

