مكتبهاى مختلف درباره ذات و افعال حق تعالى
5تمام موجودات مظهر خدا هستند. اسم «الحی» همۀ موجودات را در برگرفته؛ اسم «القادر» همۀ موجودات را در برگرفته؛ اسم «العالِم» همۀ موجودات را در برگرفته؛ و این معنی واحدیّت است.
در معنا و تفسیر واحدیّت و احدیّت حضرت حق
یکی از اسماء خدا أحَد است، و یکی واحد.
أحَد معنایش این است که: آن ذات دارای بساطت صرفه و تجرّد محض است؛ از هرچه بخواهی به او نسبت بدهی پاکتر و منزّهتر است؛ و این معنیِ أحدیّت است که خدا در ذات همینطور است.
امّا در اسماء و صفات خدا واحد است یعنی: تمام پیکرۀ عالم وجود از عالم ظاهر و عالم معنا، از عالم مادّه و عالم ماوراءِ مادّه، از نشئۀ طبیعت و نشئۀ مثال، و نشئۀ عقل و قیامت و نشئۀ عالم سرّ، تمام اینها معنیِ عالَم واحدیّت است. تمام این مجموعه به لحاظ اینکه مَظهر و مَجلای اسماء و صفات خداست، اسم واحدیّت را تشکیل داده. خدا واحد است یعنی: مجموع اسماء و صفات پروردگار، همۀ عوالم را تشکیل داده؛ پس خدای واحد، یعنی: خدائی که تمام ذرّات را پُر کرده؛ خدائی که لطیف است، خدائی که خبیر است، خدائی که بصیر است، خدائی که سمیع است؛ سمع او سمع همۀ موجودات است؛ بصر او بصر همۀ موجودات است؛ علم او علم همۀ موجودات را فرا گرفته؛ و هر ذرّهای ببینی خدا با اوست؛ این معنی واحدیّت است.
بنابراین گفتهاند:
و إن قُلتَ بِالتَّنزیهِ کُنتَ مَقَیِّدًا *** و إن قُلتَ بِالتَّشبیهِ کُنتَ مُحَدِّدًا و إن قُلتَ بِالأَمرَینِ کُنتَ مُسَدِّدًا *** و کُنتَ إمامًا فی المَعارِفِ سَیِّدًا1 «اگر تو قائل به تنزیه صرف بشوی، خدا را مقیّد کردی. اگر قائل به تشبیه بشوی، خدا را محدود کردی. امّا اگر تشبیه صرف نکنی (که حتّی در ذات هم خدا را شبیه موجودات بدانی) و تنزیه صرف هم نکنی (که بین موجودات و خدا جدائی بیندازی، و عالم را از خدا بِبُری و جدا کنی و راه معرفت به خدا را به کلّی بِبُری)، راه سَداد بین این دو امرست؛ با این نحوه معارف الهیّه، سیّد و امام و پیشوا خواهی بود و مطلب حقّ را خواهی گفت.»2
- شرح منظومه حکمت، طبع ناصری، ص ٢٩٨ و ٢٩٩.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب به الله شناسی، ج ٣، ص ٢٤٢؛ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٣٠١ مراجعه شود. (محقّق)

