اهل بیت علیهم السلام ، راه اتصال بشریت به پروردگار
5یعنی درحالتیکه در نعمت است، آن خداشناسیاش خداشناسی نیست؛ در حالت شرّ و ضرّ هم گرفتاریاش، باز مستند به التجاء و پیدا کردن حق نیست. این ضرّ و این خیر هر دو در ردیف همدیگرند و در رتبۀ همدیگر، مثل طاعت و معصیت. مردم اگر از سطح این طاعتهای عادی بیایند بالاتر به یک طاعتهای مجرّد و نورانی برسند، آنجا خیلی خوب است؛ و وقتی هنوز نرسیدهاند، امروز معصیت میکند و فردا طاعت میکند، باز پسفردا معصیت میکند و باز طاعت میکند. و این طاعتها و معصیتها همه مشابه با همدیگر هستند. نشسته است، به خیالش میآید که: این کار خوب را بکنیم، میکند؛ بعد به خیالش میآید کار بد را بکند، میکند. هم آن طاعت و هم آن معصیت، اینها همه پروردۀ خیال است.
﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾؛ «بگو ای پیغمبر که همۀ این مردم روی شاکلۀ خودشان عمل میکنند، روی ریخت و فلز اولیّه و آن قالبی که بر آن اساس زده شدهاند.»
باز بودن راه خدا برای همۀ افراد به شرط دست برداشتن از نسیان و تخیّلات
یکی در این قالب و یکی در آن قالب، یکی در این محیط و یکی در آن محیط؛ امّا آن کسی که از تمام اینها سر بیرون بیاورد و در آن صراط مستقیم حرکت کند، آن پروردگار شما او را میداند و علم دارد و اطّلاع دارد و به بهترین قِسم در این سبیل، او را هدایت میکند. و این راه هم برای همه باز است امّا به شرطی که این راه که پیدا شد، انسان براساس همان شاکله، از آن نسیان و از آن راه طولانیای که با اندیشهها و خیالات سر و کار پیدا کرد، بگذرد و به حق متحقّق بشود. انحصار به هیچکس هم ندارد؛ برای محمّد و آل محمّد علیهم السّلام هم انحصار ندارد که: خداوند علیّأعلیٰ در روز قیامت یا در روز ازل اینها را نورانی و گوهرهای مجرّده و نورانیّه خلق کرده و از همۀ معاصی دور انداخته و قوّۀ شهوت به آنها نداده و قوّۀ غضب به آنها نداده و غریزۀ مادّی به آنها نداده است و آنها یک موجوداتی هستند متلألئ و نورانی و پاک و حسابشان از ما بهکلّی سوا است! این حرف غلط است؛ آنها در همۀ جهات مثل ما هستند! ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾؛1 ﴿يَأۡكُلُ مِمَّا تَأۡكُلُونَ مِنۡهُ وَيَشۡرَبُ مِمَّا تَشۡرَبُونَ﴾.2 من در خانههای شما زندگی میکنم، من نکاح میکنم، من غذا میخورم؛ همین! آنها با پای استقامت و مجاهده از این حرکت طولانی انسان گذشتند، به یک جایی رسیدند که دیگر فراموش نمیکنند؛ آنوقت در روایاتی که داریم خدا آنها را این طوری خلق کرده است، معنایش این است. یعنی آنها بالاخره در آخر مسیر، به نهایت درجۀ از غرض خلقت رسیدهاند و خداوند، عالَم را برای آنها خلق کرد.3 و اگر بنا بود که آنها در اصل وجود و خلقت با ما جدا بودند، چه مزیّتی داشتند؟! خدا آنها را ذاتاً خوب و ما را هم ذاتاً بد خلق کرده است، آنها حسابشان جدا، ما هم جدا؛ نه آنها دیگر امام میشوند نه آنوقت ما هم مأموم؛ نه آنها خلفی پیدا میکنند و ما هم نقیصه و رذالتی دیگر نباید داشته باشیم! رذالت ما از این است که ما از همان سنخیم و آنها هم از همان سنخ، امّا ما تنبلیم و آنها اهل کار؛ عمدۀ مطلب این است! آنها گوش دادند مثل آن بچّههایی که رفتند سر کلاس نشستند و شب، درس را هم روان کردند، دنبال تلویزیون نرفتند، دنبال رادیو نرفتند، دنبال بازی نرفتند، در امتحان، جزواتشان، درسهایشان همه مرتّب است و قبول هستند؛ ما، نه! ما مدام امروز و فردا خودمان را مشغول کردیم و به همین مادۀ نسیانی که از آن، وجود ما ـ نه اینکه آن مبدأ اصیل ما که به آن باید برسیم ـ، همین چیزی که غالب مردم و عامّۀ مردم را به خود مشغول کرده است، ما هم خودمان را مشغول کردیم و کاروان رفته، آنوقت ما از دور تماشا میکنیم؛ و این است که برای ما ایجاد حسرت و ندامت میکند!
- سوره کهف (١٨) آیه ١١٠؛ سوره فصّلت (٤١) آیه ٦. امام شناسی، ج ١، ص ١١١:
«بگو ای پیامبر که حقّا من انسانی همانند شما هستم.» - سوره مؤمنون (٢٣) آیه ٣٣. امام شناسی، ج ١، ص ١١١:
«میخورَد از آنچه شما از آن میخورید و میآشامد از آنچه شما از آن میآشامید.» - از باب نمونه رجوع شود به کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ٢، ص ٦٣٦ ـ ٦٦٠.
- سوره کهف (١٨) آیه ١١٠؛ سوره فصّلت (٤١) آیه ٦. امام شناسی، ج ١، ص ١١١:

