در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهل بیت علیهم السلام ، راه اتصال بشریت به پروردگار

0
جلسات
نسخه عربی

اهل بیت علیهم السلام ، راه اتصال بشریت به پروردگار

3
  • عدم خروج انسان در تمام مراحل وجودی از قوّۀ واهمه و قوّۀ متخیّله

  • این فقط یک جهت دارد و بس، و آن این است که خلقت انسان طوری ا‌ست که در تمام این مراحلی که وجود دارد و زندگی می‌کند و... ، با این درازا و کششی که دارد، مع‌ذلک از هویٰ و پندار و قوّۀ واهمه و قوّۀ متخیّله خارج نمی‌شود. و خلاصه بوعلی سینا یک مطلبی دارد بر اینکه انسان مجرّد است؛1 و بعد، ملاّصدرا دارد که: تجرّد او مسلّم است و کلّ صحبت در این است که چه کسی به آن تجرّد می‌رسد؟2 ما اگر تجرّد قوّۀ خیال را اثبات بکنیم ـ از بعضی از کلمات ابوعلی‌سینا هم استفادۀ تجرّد می‌شود ـ،3 ولی صحبت در این است که، کسی به قوّۀ خیال و متخیّلۀ خودش احاطه پیدا نمی‌کند تا این تجرّد را پیدا کند؛ و لذا مردم صحبتی از آن می‌کنند و مجرّد هم نشده‌اند.

  • و لذا به انسان‌ها هم که انسان می‌گویند، بعضی می‌گویند از مادّۀ «نسیان» است؛4 اصلاً به انسان، انسان می‌گویند برای اینکه خیلی فراموش‌کار است! تا به یک حقّی رسید و آن حق را فهمید، فردا فراموش می‌کند، زود فراموش می‌کند! اگر کسی به انسان یک محبّتی کرد، زود فراموش می‌کند! و اگر به یک حقّی انسان برخورد کرد فراموش می‌کند! یک حرفی را اقرار کرد و اعتراف کرد، فراموش می‌کند! بعضی گفته‌اند انسان از مادّۀ «اُنس» مشتق است5 ولی بعضی گفته‌اند از «نسیان» مشتق است. علی‌کلّ‌تقدیر، قرآن که حال انسان را بیان می‌کند، این معنا را امضاء می‌کند که این انسان یک‌طوری است که زود به همان سر جای خودش برمی‌گردد. مثل بچّه‌هایی که به کلاس آورده‌اند و به آنها درس می‌دهند و این معلّم هم بالای سرشان هست و روی تابلو هم نوشته است. اینها خیال می‌کنند که بچّه‌ها مودّب هستند، امّا اینها همه خودشان را کنترل کرده‌اند و از ترس معلّم، منظّم و مرتّب هستند؛ یک‌مرتبه درب کلاس را باز می‌کنند و معلم هم برای قضای حاجتی می‌رود و بچّه‌ها می‌دوند در حیاط به بازی کردن، هر کدامشان یک طرف؛ و این معلّم بیچاره که برمی‌گردد دیگر پیدایشان نمی‌کند. فقط همان جورِ استاد است که اینها را برداشته گرد آورده است و مؤدّب کرده است؛ و لذا اگر بچّه را به اختیار خودش بگذارند، هیچ‌وقت نمی‌آید سر کلاس بنشیند. و لذا بچّه‌ها همیشه تعطیلی را از تحصیلی بیشتر دوست دارند، برای همین جهت است که طبعشان به تفرقه و... [علاقه دارد].

    1. الشّفاء (الإلهیات)، ص ٤٢٥ و ٤٢٦؛ النّجاة، ص ٣٧٦ و ٦٨٦.
    2. الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة، ج ٨، ص ٢٧١.
    3. الإشارات و التنبیهات، ص ٨٣.
    4. کتاب العین، ج ٧، ص ٣٠٤.
    5. لسان العرب، ج ٦، ص ١١.