اهمّیت مسئلۀ یقین در سیر و سلوک إلیالله
8در همان زمانی که ایشان در خدمت استاد خودشان بودند، خود بنده مشاهده میکردم افرادی که در آنجا میآیند، بهجای اینکه به این آیه تمسک کنند و به این آیه عمل کنند و مفاد این آیه را نُصبالعین خود قرار بدهند و بر طبقش به آن ارادت و تسلیم نسبت به استاد سر در بیاورند، دائماً دنبال این هستند: چه کسی آمد؟! چه کسی رفت؟! برای چه این آمد؟! برای چه آن رفت؟! این چرا آمد این حرف را زد؟! چرا آن حرف را زد؟! این افراد به هیچجا راه نمیبرند؛ چون از خود غافلاند، ﴿عَلَيۡكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾ را فراموش کردهاند و «خودتان را بپایید» را فراموش کردهاند! استادت به تو دستور داده است که این کار را بکنی؟! استادت به تو دستور داده است که در اینجا ناظم و ناظر و مبصر باشی؟! استادت به تو دستور داده است که حضور و غیاب و... بکنی یا نه؟! بیا بنشین، فایدهات را ببر و فیضت را بگیر؛ دیگر به تو چه مربوط است که در اینجا چه کسی میآید و چه کسی میرود؟! به تو چه ارتباطی دارد چه کسی در آنجا میآید؟! مگر ابوبکر و عمر پیش پیغمبر نمیآمدند؟! مگر خالد بن ولید و عبدالرحمن عوف و بقیّۀ این منافقین پیش رسولاللَه نمیآمدند؟! کی شد که امیرالمؤمنین، یا سلمان فارسی، یا ابیذر و این اصحاب خاصّۀ رسولخدا خدمت حضرت برسند و از اینکه ببینند این افراد در اینجا نشستهاند اظهار ناراحتی بکنند و اعتراض بکنند: یا رسولاللَه، اینها که هستند اینجا نشستهاند؟! اینها را بیرون کن! ما میخواهیم بیایم فقط تو را ببینم؛ اینها که اینجا هستند حال ما را میگیرند؛ اینها که اینجا هستند فکر ما را مشغول میکنند؛ اینهایی که اینجا هستند در ما توهّم و تخیل ایجاد میکنند؛ اینهایی که اینجا هستند فضای نورانی مجلس را از بین میبرند! همینطوری میآمدند به آقای حداد میگفتند! اگر فضای نورانی که رسولخدا ایجاد کرده است، یک ابوبکر و عمر از بین ببرند، او دیگر پیغمبر نیست! او آمده بر آن مسئله غلبه کرده است! تو کجا آمدهای؟! چه برداشتی داری؟! چه برداشتی داری از این حضور پیغمبر و چه احساسی برای تو پیدا شده است؟! و همین باعث ترقّی مرحوم والد، و همین باعث تنزل و سقوط دیگران شد؛ او آمد فقط به یکجا نگاه کرد!

