خصوصیت دعوت به توحید
5یادم میآید که مرحوم آقا میفرمودند:
در زمانی که ما در نجف بودیم، یک روز در مجلسی که مملوّ از اعیانِ علما و افاضل نجف بود، صحبت از عدم اعتناء به قرآن و توغّل افراد در مسائل دیگر و در کتب دیگر و اشتغال آنها به مطالب دیگر بود.
من در آن مجلس به افراد گفتم که امروزه حوزه از اشتغال به این کتاب الهی بازمانده است و به قرآن فقط در مجالس فاتحه و عزا توجه میشود و قرآن در منازل افراد متروک مانده است و صدای قرائت قرآن از این منازل نمیآید!
ما اینهمه نسبت به قرائت قرآن در روایات تأکید داریم، ائمّه علیهم السّلام خودشان قرآن را میخواندند و با صدای بلند میخواندند؛ بهخصوص صبحها. و بسیاری از روات نقل میکنند که وقتی خدمت امام علیه السّلام میرسیدیم، میدیدیم آنها مشغول تلاوت قرآن هستند.1 خب اینها از این قرآن چه میفهمیدند؟ ائمّه ما از این تلاوت چه ادراکی داشتند؟ واقعاً آنها هم بهخاطر تبرّک و نورانیّتش میخواندند؟! یا بهخاطر ثوابش در روز قیامت؟! یا اینکه معانی دیگری در اینجا بوده و مسائلی در اینجا بوده است؟!
آنها در پاسخ میگفتند:
ما نیازی به قرآن نداریم؛ چون قرآن عبارت است از یک سری قصص و احوال امم سالفه و تاریخ که خُب ما نسبت به اینها اطّلاع پیدا کردهایم. مگر آدم یک قضیّه را چند دفعه میخواند؟! مگر یک داستان تاریخی را چند دفعه میخواند؟! هر روز که نمیخواند؛ یک دفعه، دو دفعه، سه دفعه و تمام میشود! این برای این [مرتبه]. و یک مقداری از آیات قرآن، عبارت است از همان مسائل اخلاقی، خُب ما اینها را هم رعایت میکنیم؛ کمک به فقرا، رسیدگی به ایتام، صلۀ رحم، اکرام و تکریم پدر و مادر و امثال ذلک. خُب اینها را هم میدانیم دیگر! بعد از دانستن دیگر چیست؟! چیزی دیگر نیست. و یک مقداری هم مربوط به احکام است که آن هم احکام کلی است و بهدرد ما نمیخورد. آنچه به درد میخورد، آن نصوصی است که دلالت بر احکام جزئیه و تکالیف شخصیه و تکالیف جزئیه میکند. پرداختن به آیاتالاحکام که جنبۀ کلی و عمومی دارد، دردی از ما دوا نمیکند. پس بنابراین نیازی به خواندن قرآن نیست!»
- رجوع شود به الکافی، ج ٢، ص ٥٩٦ ـ ٦٣٤.

