حقیقت توحید و راه رسیدن به آن
7راه رسیدن به مقصد
اینها دستورات کیست؟! اینها دستوراتی است که بزرگان به ما دادهاند؛ این راه را رفتهاند و حالا میگویند: شما هم به همین راه باید بیایید. اگر میخواهید به اینجا برسید و اگر میخواهید به این نقطه برسید، باید از همرنگی با جماعت فاصله بگیرید و آنچه را اجتماع و محیط و دنیا و شرایط دنیا بر شما تحمیل میکند، کنار بگذارید. خود برای خود تصمیم بگیرید و خود به صلاح خود تصمیم بگیرید. نگذارید دیگران برای شما تصمیم بگیرند و آنچه را به صلاح شما نیست، بر شما تحمیل کنند و آنچه را به فساد شما است، در معرض بیع و شراء و عرضه دربیاورند و مشتریان خوبی برای این مسئله پیدا کنند. شما خاطر جمع باشید که برای این متاع، بازاری هست و برای این بضاعت، مشتری هست و برای این مسائل افرادی هستند و هر کدام به راه خود میروند و هر کدام به سلیقۀ خود عمل میکنند. حال چرا ما باید اینطور باشیم؟!
من مثال کوچکی زدم برای اینکه بدانیم راهی را که ما داریم میرویم، اشتباه و غلط است. وقتی کسی به آن سمت حرکت میکند، دیگر ما سویاللَه را باید کنار بگذارد و از تمام تعلّقات باید بیرون بیاید! لبیک داریم میگوییم، امّا داریم با تلفن با منزل صحبت میکنیم؛ این چه لبیکی است؟! این چه حجّی است؟! این چه احرامی است که در آن احرام، همهچیز وجود دارد غیر از پروردگار؟! در آن دل همهچیز وجود دارد غیر از تعلّق به پروردگار!
ده بود آن نه دل که اندر وی *** گاو و خر باشد و ضیاع و عقار1 وقتی که انسان به آن سمت دارد حرکت میکند، دل خودش را باید پاک کند و از تعلّقات باید خارج بشود؛ نهاینکه در آن دل، فرزند داشته باشد، زنش را داشته باشد، شوهرش را داشته باشد، قوم و خویشش را داشته باشد و مسائلی را که در شهر بهجای گذاشته است همراه بیاورد! پس کجا آمده است؟! پس برای چه آمده است؟! در منزل خود که بود، بهتر بود؛ اقّلاً این راه را نمیرفت!
- دیوان حکیم سنایی غزنوی، ص ٣٨.

