در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق

خطبۀ عید سعید قربان

0
جلسات
نسخه عربی

فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق

8
  • لزوم حسن ظنّ به خدا در حج

  • لذا در روایت داریم:

  • اگر کسی بعد از اینکه حرکت کرد و دور آن سنگ‌های صلب طواف کرد و بعد از اینکه بین آن دو کوه، سعی کرد و بعد در روز عرفه در عرفات حاضر شد و وقوف کرد و نزدیک غروب آفتاب دعا کرد، آن‌وقت این شخص گمان کند که گناهان او آمرزیده نشده است، «لا یلومَنَّ إلّا نَفسَه!1 فقط باید خودش را ملامت بکند!»2

  • که عجب مرد شقی‌ای است که از خانۀ خودش به آنجا رفته است و این کارها را برای خدا کرده است و از ظهر تا غروب هم در عرفات برای خدا وقوف کرده است، امّا باز او تردید دارد که آیا خدا گناهانش را آمرزیده است یا نیامرزیده است! پس این به خاطر شقاوت خودش است؛ چرا انسان به خدا این‌قدر سوء ظن داشته باشد؟! چرا انسان بر خدا این‌قدر سختگیر باشد؟!

  • خدا در را باز کرده است و می‌گوید: بفرما!

  • ـ نه‌خیر، خدایا من قابل نیستم، تو من را راه نمی‌دهی! ـ آقا چشمت را باز کن؛ مگر کور هستی؟! ببین در باز است، بفرما!

  • ـ نه‌خیر، این در برای من باز نیست!

  • ـ به خدا، به حضرت عبّاس، برای تو باز کردم!

  • می‌گوید: خدایا، قسم تو قبول نیست!

  • ـ آقا در باز است، بیا!

  • می‌گوید: نه‌خیر، بنده قابل نیستم!

  • «فلا یلومَنَّ إلّا نَفسَه!» معنایش این است: تو که قابل نیستی پس برو! یعنی او این‌قدر در دل خودش شک و تردید ایجاد کرده و یأس وارد کرده است که حالا هم که خدا می‌گوید: آقا، درب بهشت باز است، بفرما در بهشت! باز او قدمش حرکت نمی‌کند!

  • یکی از رفقا می‌گفت:

  • من یک‌وقت در خواب، حضرت رسول را در قیامت دیدم که او با داد و فریاد می‌خواست افرادی را که داشتند در آتش می‌سوختند، بیرون کند و دست در جهنّم می‌کرد تا اینها را بیرون بیاورد، ولی آنها حاضر نمی‌شدند! خیلی عجیب بود! حضرت رسول داد و فریاد می‌زد: «دستتان را به من بدهید، بیایید شما را بیرون بریزم!» امّا آنها گوش نمی‌دادند و حاضر نمی‌شدند!

    1. نسخۀ الکافیفَهُوَ مِن أَعظَمِ النّاسِ وِزرًا؛ «پس او گناهش از بزرگ‌ترین گناهان مردم است!» (محقّق)
    2. الکافی، ج ٤، ص ٥٤١، با قدری اختلاف.