فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق
2فلسفۀ قربانی
خطبۀ اوّل عید سعید قربان
اعوذ باللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بسمِ اللَه الرّحمٰن الرّحیم
ألحَمدُ للّه الواصِلِ الحَمدَ بِالنّعَم، و النّعَمَ بِالشُّکر. نَحمَدُهُ علیٰ آلائِهِ کما نَحمَدُهُ علیٰ بَلائِهِ. و نَستَعینُهُ علیٰ هذِه النّفوسِ البِطاء عمّا اُمِرَت بِهِ، السِّراع إلیٰ ما نُهیَت عنه. و نَستَغفِرُهُ ممّا أحاطَ بِهِ عِلمُهُ و أحصاهُ کتابُهُ؛ عِلمٌ غیرُ قاصِرٍ و کتابٌ غیرُ مُغادرٍ!
و نُؤمِنُ به ایمانَ مَن عاینَ الغُیوبَ و وَقَفَ علَی الموعود؛ ایمانًا نَفیٰ إخلاصُهُ الشّرکَ و یقینُهُ الشّکَ. و نَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللَه وحدَهُ لا شَریک لَه، إلهًا واحِدًا أحدًا صَمَدًا فَردًا حَیًّا قَیّومًا دائِمًا أبدًا؛ و أنَّ محمَّدًا عَبدُهُ و رَسولُه، أرسَلَهُ بِالهُدیٰ و دین الحقّ لیُظهِرَهُ علَی الدّینِ کلِّه و لو کرِهَ المُشرِکون!
عِبادَ اللَه! أوصیکم بتقوَی اللَه الّتی هی الزّادُ و بِها المَعاذ؛ زادٌ مُبلِّغٌ و مَعاذٌ مُنجِحٌ، دَعا الیها أحسنُ داعٍ و وعاها خیرُ واعٍ.1
حکمت تشریع حکم قربانی
قال اللَه الحکیم فی کتابِه الکریم:
﴿لَن يَنَالَ ٱللَهَ لُحُومُهَا وَ لَا دِمَآؤُهَا وَلَٰكِن يَنَالُهُ ٱلتَّقۡوَىٰ مِنكُمۡ﴾؛2
«گوسفندان، شتران و گاوهایی که در هرجا (در منا یا در مکّه و یا سایر اماکن) قربانی میکنید، نه گوشتهای آنها به خدا میرسد و نه خونهای آنها؛ ولیکن تقوایی که از ذبح آنها و نحر آنها نصیب شما میشود، آن به خدا میرسد.»
﴿يَنَالُهُ﴾ یعنی: تقوایی که مُکتسَب از نحر و ذبح این حیوانات است، به خدا میرسد. این آیۀ قرآن است!
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ * وَ مَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾؛3 «قرآن کتاب فاصل است (یعنی مُتقَن و محکم و کلام قاطع و برّنده است) * و شوخی و مزاح هم نیست و قرآن براساس تسامح با انسان صحبت نمیکند.»
این آیه میرساند که تمام این قربانیهایی که در دنیا میشود و به آن امر شده است، گرچه طبعاً فوایدی دارد که رسیدگی به ضعفا و فقرا و مستمندان است، رسیدگی به مردم مستحق است، اطعام است، ولیمه است، إشباع مؤمنین است، و خدا اطعامِ طعام را دوست دارد، و همۀ اینها براساس خود محفوظ است؛ ولی جان و روح و سرّ این قربانی، آن پاکی و طهارتی است که انسان در اثر این عمل کسب میکند؛ یعنی انسان در اثر قربانی کسب طهارت میکند، و این به درد انسان میخورد. خود قربانی و اطعام و ریختن خون این حیوان، و گوشت و پوست را در راه خدا دادن، همۀ اینها برای این عالم است و چیزی آنجا نمیرود؛ ولیکن روح و نتیجۀ این کار که آن تقوای مُکتسِبۀ از این کار است، بهسوی خدا میرود، اصلاً بهسوی خدا میرود و به خدا میرسد! خدا چیست که چیزی به خدا برسد؟!
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ١٦٩، خطبه ١١٤.
- سوره حج (٢٢) آیه ٣٧.
- سوره طارق (٨٦) آیه ١٣ و ١٤.

