نحوۀ نگرش اولیا به دنیا و تمایز ایشان با سایر افراد
7تفاوت اولیای الهی با سایر افراد در نگاه به دنیا
پس اولیای الهی کسانی هستند که نهاینکه میل ندارند، نهاینکه خواست ندارند، نهاینکه شاکلۀ وجودی آنها با ما تفاوت میکند، نهاینکه جسم و بدن فیزیکی و بدن مادی آنها با ما فرق میکند، نهاینکه آنها دارای عقل و منطق نیستند و نهاینکه آنها از اوصاف و نعوت بشری بیبهره هستند. بلکه تمام آنچه ما داریم آنها هم دارند؛ آن امیالی که در ما هست در آنها هم وجود دارد، آن خواستهایی که در ما هست در آنها هم وجود دارد، آن محبتها و تعلقات و محبت به ذات و حبّ به ذاتی که در ما هست، در آنها هم بوده و زمانی در آنها ثبوت داشته و چهبسا بیشتر از ما بوده است، ولی آنها آمدند و زرنگ بودند و کَیِّس بودند: «الْمُؤْمِنُ کَیِّس؛»1 مؤمن کیّس است، مؤمن رند است، مؤمن فرصتطلب است، مؤمن شخصی است که از هر فرصتی برای رسیدن به مطلوب استفاده میکند. ما آمدیم این نعمتهای الهی و این سرمایههایی را که خداوند به ما داده است، برای وقوف در اینجا خرج کردیم؛ آنها زرنگ و رند بودند و آمدند این سرمایهها را برای آنطرف خرج کردند. همین محبت را برای خدا گذاشتند، میل را برای خدا گذاشتند، برای رسیدن به خدا از میل خود گذشتند، برای رسیدن به رضوان الهی نفس خود را زیر پا گذاشتند، برای عبور از هواها بر خلاف مشتهیات حرکت کردند و با هر حرکت یک پله، با هر گذشت یک مرتبه و با هر عبور یک مرتبۀ از تجرّد و قرب را طی کردند تا اینکه به اینجا رسیدند.
ما آمدیم در اینجا خرج کردیم، فکرمان را آمدیم برای عمران دنیا خرج کردیم، میلمان را برای لذّات خرج کردیم و غفلت برای ما موجب پوشش از حقایق و وقایع ماوراء طبیعت شده بود. نهاینکه آنچه آنها داشتند ما نداریم یا آنچه ما داریم آنها نداشتند؛ نهخیر! همۀ ما قابلیت برای رسیدن به مقام خلافتاللَهی را داشتیم و به آن ترتیب اثر ندادیم. همۀ ما میتوانستیم به آن مرتبهای که اولیای خدا در آن مرتبه مستغرق انوار و بها و جلال حقاند، به همان مرتبه برسیم؛ منتها مطلب را سرسری گرفتیم. آنها اینطور انجام ندادند و آنها اینطور نکردند.
- غرر الحکم، ص ٤٤.

