نحوۀ نگرش اولیا به دنیا و تمایز ایشان با سایر افراد
3تقسیمبندی بندگان به سه دسته در دنیا
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
قال اللَه الحکیم فی کتابه الکریم:
﴿ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَا فَمِنۡهُمۡ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ بِإِذۡنِ ٱللَهِ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ * جَنَّـٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗا وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ * وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ * ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ مِن فَضۡلِهِۦ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ﴾.1
خداوند در این آیۀ شریفه افراد را به سه دسته در این دار دنیا تقسیم کرده است. دستۀ اوّل، افراد منغمر در شهوات و نفسانیات و اهواءِ دنیویه و امیال شهوانیه که غیر از همین متاع دنیا چیز دیگری را نمیفهمند و نمیطلبند؛ دسته دوّم و در مقابل اینها افرادی که یکسره میل و خواست و ارادۀ خود را مندکّ در ارادۀ پروردگار کردند و بار و بُنه خود را از این دنیا برچیدند و در حریم کبریایی حق فرود آوردند؛ دسته سوم، افرادی که بینابین هستند، نه کاملاً تمام خواست و ارادۀ خود را منمحض و مترکّز در دنیا و شهوات کردهاند و نه مانند دسته و فریق دوّم، میل و خواست خود را منمحض در رضا و مسائل اخروی کردهاند. هر کدام از اینها درجه و مرتبۀ خاصّ خودش را دارد.
دنیا از منظر اولیا
در این دنیا که خداوند ما را فرو فرستاده است، طبعاً بهواسطۀ تعلق نفس به دنیا و شرایط محیط و جوانب و ظرف و خصوصیّات فردیه، میل و خواست هر شخص در سپری کردن این دنیا متفاوت است. بعضیها افرادی هستند که مقصود خود را از این دنیا فقط معبر و پل میدانند و اینجا را محلّ اقامت نمیپندارند و از این دنیا برای عبور و رسیدن به عقبیٰ بهره میگیرند؛ «فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرِّکُم!»2 از معبر برای رسیدن به مقصد باید بهره گرفت. پل را برای عبور قرار دادهاند، نه برای وقوف و منزلگاه. کسی که از یک رود و نهر میخواهد عبور کند، قنطره و پلی بر روی آن قرار میدهند و انسان آن پل و قنطره و معبر را رد میکند و از اینطرف به آنطرف میرود. هیچ تا به حال شده است که کسی در هنگام عبور، در روی پل توقف کند و جایگاه خود را همان قنطره و معبر قرار بدهد؟!
- سوره فاطر (٣٥) آیات ٣٢ ـ ٣٥. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٧٤:
«سپس ما کتاب الهی را (که همان قوانین و احکام صلاح و فساد فردی و اجتماعی بشر است) به آن افراد برگزیده و انتخابشده به رسم وراثت سپردیم (اینان دارای سه گروه و دسته میباشند):
بعضی از این عدّه افرادی هستند که بهواسطۀ توغّل در جهالت و انغمار در شهوات، ظالم به خود و سعادت خود میباشند (و با گذران حیات دنیوی در کثرات و مالاندوزیها و جلب شهوات و غفلت از سرنوشت و مآل خویش، موجبات خسران و بدبختی و هلاکت خویش را فراهم نمودهاند). دسته دوّم: افرادی هستند که دارای اخلاقی شایسته و کرداری متعادل و از روی حساب و کتاب و میزان میباشند (و امور خود را براساس صراطی مستقیم و طریقی مستوی در یک ممشای مقتصد و موزون طبق دستورات الهی و احکام شرع مبین تهیّه و تنظیم مینمایند). و امّا دسته سوّم: افرادی هستند که گوی سبقت را از همگان ربودهاند و به اذن خدا بر هر عملی که در راستای خیر و صلاح باشد، سبقت مینمایند (و هیچکس را در این مضمار یارای مقابله با ایشان نمیباشد و طاقت هماوردی با آنان را ندارد و به هر اندازه که انسان بخواهد عمل خود را منطبق با موازین الهی و مبانی قرب و خلوص قرار دهد، باز به اندازه و مرتبۀ آنان نمیرسد؛ زیرا آنان از مقام عمل گذشتهاند و فعل و کردار خود را فعل و کردار الهی کردهاند و عمل آنها برانگیخته و منبعث از نفس و شوائب نفسانی نمیباشد) * این گروه از مؤمنان در بهشتهای خلد برین وارد میشوند درحالیکه مزیّن به جواهرات و طلا و لؤلؤند و لباسشان از حریر میباشد * و میگویند: حمد و ستایش مخصوص پروردگاری است که همّ و حزن را از وجود ما دور ساخت و بزدود. بهدرستیکه پروردگار ما آمرزنده و شاکر است * آن خدایی که ما را از روی فضل و کرامتش در دار بقاء و خلود متمکّن ساخت؛ در جایی که نه خشکی و نه مرارت و نه ألَم در آن راه ندارد.» - نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٢٠. معاد شناسی، ج ١، ص ٢٧١:
«بنابراین از این راهِ تجاوز و سفر، برای آن خانۀ اقامت و استراحت توشهای بردارید و ساز و برگی ببرید که در آنجا شما را بهکار آید و مناسب آنجا باشد.»
- سوره فاطر (٣٥) آیات ٣٢ ـ ٣٥. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٧٤:

