نحوۀ نگرش اولیا به دنیا و تمایز ایشان با سایر افراد
4در ادبیات و فرهنگ اولیای خدا، دنیا به معبر و محل عبور تعبیر شده است. دیدگاهی که آنها نسبت به دنیا دارند، دیدگاه معبر است، نه دیدگاه وقوف؛ تمام خواست و میل خود را برای عبور قرار میدهند. روزهایی را که خدا برای انسان قرار داده است، چگونه صرف بشود که انسان بتواند نتیجۀ بهتر را برای آخرت بگیرد؟ شبها را که خداوند برای انسان قرار داده است چگونه سپری کند که بتواند ذخیره برای آخرتش باشد؟ بینالطلوعین را چطور سپری کند؟ هنگام زوال و هنگام غروب و هنگام معاشرت با مردم را [چطور سپری کند]؟ در تمام این اوقات آنچه مَحَطّ نظر و تأمل برای اولیای خدا است، آن دیدگاه مَعبَر بودن و حرکت کردن است؛ نه دیدگاه توقف و ماندن و در این دنیا اُطراق کردن. این دیدگاه، دیدگاهی است که ما را به آن دعوت میکنند.
اولیای الهی، انبیا، ائمّه و عرفاءِ باللَه ما را به معبریّت دعوت میکنند، نه به توقف و سکنیٰ گزیدن و مسکن اختیار کردن در این دنیا. زیرا خدای متعال برای هر کس در رسیدن به آن نقطۀ کمال، برنامۀ خاصی قرار داده و مهلتی برای او تعیین کرده و مدتزمانی برای او مقرر کرده است که اگر بر طبق آن مدت و آن مهلت حرکت کند، میتواند به سر منزل مقصود برسد و اگر آن مهلت را هدر بدهد و از بین ببرد و خود را مشغول وقوف در این دنیا کند، دیگر آن مهلت تکرار نخواهد شد و آن استعدادات شکفته نخواهد شد و به فعلیت نخواهد رسید.
مرتبۀ انسان در آخرت به چه چیزی بستگی دارد؟
انسان هرچه در این دنیا سعی کرد، مرتبه و مرحله و منزلگاه او همان مرتبهای است که میخواهد از دنیا برود؛ نه یک میل کمتر و نه یک میل بیشتر! آن وقتی که میخواهد از دنیا برود، آن وقت افکار او، حالات او، نوع میل و شوق او به مراتب رضای پروردگار و اشتیاق او برای حرکت از این دنیا و انتقال به آخرت را باید سنجید؛ آن میشود منزلگاه او، همان مرتبه میشود جایگاه او، همان مرتبه میشود مرحله و مرتبۀ او در مراتب وجودی و مراتب کمال. آن افرادی که در هنگام رفتن دارای افکار مُنحطّی هستند و نظر و میل و خواست آنها بر وقوف در دنیا است، در عالم آخرت از همین مرتبهای که در دنیا هستند تجاوز نخواهند کرد و اگر هم به بهشت بروند، بهشت آنها در همان مرتبۀ نازل است. ما نباید توقّع داشته باشیم که اگر در اینجا کوتاهی و سستی کردیم، آنطرف جبران خواهد شد و به مراتب فعلیت در آنطرف دست پیدا خواهیم کرد! اینطور نیست. مهلت ما برای رسیدن به فعلیت فقط همین دنیا است، همین امروز است، همین روز خاص است، همین ماهی است که بر ما گذشته است، همین ماهی است که ما وارد آن شدهایم و ماههای دیگر. این مهلت را برای ما تعیین کردهاند و این زمان را برای ما قرار دادهاند؛ اگر از این زمان بهره گرفتیم، گرفتهایم؛ اگر نگرفتیم، باختهایم و دیگر تکرار نخواهد شد!

