معنای تقوا و مراتب آن
5آن حالت شرمندگی و حیا و خجالتی که بهواسطۀ کوتاهی در عمل برای بنده پیدا میشود، برای پروردگار شیرینتر و احلیٰ است از آن حالت عبادتی که انسان پس از انجام آن، آن حالت را به خود میگیرد! آن حالت خیلی ارزش ندارد. لذا خدای متعال میخواهد بندهاش به او توجه کند؛ اگر هم عملی انجام میدهد، آن عمل را وسیلۀ برای رسیدن به او قرار بدهد، نهاینکه نفس دلْ خوش کند!
تبیین حقیقت معنای تقوا
حال این مسئلۀ تقوا چگونه معنا پیدا میکند؟ ﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، تقوا داشته باشید.» معنای تقوا داشتن، نه به معنای ترس است که به غلط ترجمه شده، و نه به معنای خوف است که معنای همان بیمناکی از فردی است که انسان مورد قهر و غضب او قرار میگیرد. معنای تقوا عبارت است از: یک نوع بیمناکی و نگرانی نسبت به نرسیدن مواهب عالیه و کمالاتی که خداوند برای انسان مقدّر کرده است. این معنا، معنای تقواست.
﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَهَ﴾ یعنی در مسائل خود و نسبت به عاقبت خود و نسبت به از دست دادن آن مواهبی که خدای متعال برای شما تقدیر کرده است، نگران باشید! خدای متعال برای شما مواهب کوچک و عطایای پَست تقدیر نکرده است. آمدن شما در این دنیا برای رسیدن به مطالب دیگری است. این زندگانی دنیا را با مسائل پوچ نگذرانید. این دنیا را با پرداختن به امور عادی طی نکنید که از آن مواهب و از آن عطایا محروم خواهید شد.
پس مسئلۀ تقوا عبارت است از: یک نوع نگرانی نسبت به عواقبی که خدای متعال آن عواقب را بهعنوان مقاصد و غایات و اهداف برای خلقت ما تقدیر فرموده است؛ آن مسئله عبارت است از رسیدن به معرفةالله! لذا وقتی که در آیات نسبت به تقوا تأکید میشود، معنایش این میشود که انسان باید برای نگران بودن نسبت به نرسیدن به فعلیتها، که خدای متعال استعدادات ما را برای آن فعلیتها قرار داده است، بهدنبال چاره و بهدنبال وسیلهای بگردد.

