در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای تقوا و مراتب آن

راه وصول و نشانۀ رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا چیست؟

15951
عید فطر
نسخه عربی

معنای تقوا و مراتب آن

4
  • من از پدر و مادر به شما رئوف‌تر و رحیم‌تر هستم!1

  • اینکه ترس ندارد! برای چه انسان بترسد از یک ذاتی که آن ذات، اصل وجودش براساس لطف و براساس مرحمت است؟!

  • آن ذاتِ دارای رحمت و عطوفت و عَطوف را با دیدگاه خلاف برای ما تبدیل کرده‌اند به ذات قهّار، جبّار، صدمه‌زننده، مورد قهر و مورد جبروت قرار دهنده! خدایی که ارحم الرّاحمین است و آن‌قدر نسبت به بندگانش رحمت دارد و با آنها هم‌نشین و قرین است، به‌نحوی‌که در حدیث است:

  • اگر آن بندگانِ من که از من دوری می‌کنند، بدانند چقدر من نسبت به آنها اشتیاق دارم و چقدر نسبت به هم‌صحبتی و هم‌نشینی با آنها تمایل دارم، از شدت شوق و از شدت ذوق، روح از بدن آنها پرواز می‌کند!2

  • ‌چنین خدایی که ترس ندارد!

  • ترس، از برخورد ناملایم است. جایی که ذات باری تعالیٰ، تمام وجودش نسبت به بندگان، همه رحمت و عطوفت است و حتی حالت رجوع بنده به خود و توبۀ بعد از گناه را بالاتر از حال عبادت ظاهری می‌داند ـ این‌قدر مسئله، مسئلۀ مهم است ـ که می‌فرماید:

  • اگر بندۀ من گناه کند و توبۀ به‌سوی مرا انجام بدهد، برای من بهتر است از اینکه عبادت کند و بدون آن بازگشت و بدون آن توجه باشد!3

  • توجه قلبی، ملاک ارزش عمل نه کثرت آن

  • می‌دانید معنای این حرف چیست رفقا؟ معنایش این است که آنچه خدا از ما می‌خواهد، توجه ما به‌سوی اوست نه عمل ظاهر! اینکه ما به این در مراجعه بکنیم مورد پذیرش پروردگار است و جای دیگر نرویم؛ اینکه فکر و قلب متوجه او باشد مورد خواست پروردگار است، نه زیادی عمل و نه بسیاریِ کار و نه اقدام به اعمالی که خود انجام دادن آن عمل مانع شود که این حال برای انسان پیدا بشود.

  • خیلی نکته، نکتۀ دقیقی است! خود انجام دادن عمل باعث بشود که نفس نسبت به اعمال، احساس رضایت کند؛ حالت شرمندگی و خجالت نسبت به خدای متعال در انسان حاصل نشود؛ اعمالی که انسان انجام می‌دهد، آن اعمال پوششی برای توجه انسان باشد؛ به ظاهر، نماز می‌خواند. به ظاهر، نماز شب می‌خواند. به ظاهر، قرآن می‌خواند. به ظاهر، ذکر می‌گوید. به ظاهر، به کارهای خیر اقدام می‌کند، ولی همین انجام دادن امور ظاهری و امور خیر باعث وجود حالتی در نفس او می‌شود که می‌گوید: «الحمدلله ما موفّقیم! الحمدلله توفیق داریم اینها را انجام بدهیم! الحمدلله خداوند ما را موفّق کرده است! الحمدلله...!» این الحمدلله‌ها نه از روی نیاز است، بلکه از روی ناز! درحالی‌که خدای متعال «نیاز» می‌خواهد، «ناز» نمی‌خواهد؛ «ناز» اختصاص به او دارد و «نیاز» اختصاص به ما دارد.

    1. رجوع شود به صحیح مسلم، ج 8، ص 97؛ إحیاء علوم الدّین، ج 16، ص 100؛ التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص 36.
    2. إحیاء علوم الدّین، ج 14، ص 95:
      «أوحَی اللهُ تَعالیٰ إلیٰ داودَ: یا داودُ، لو یَعلمُ المُدبِرونَ عَنّی کیفَ انْتِظاری لَهم، و رِفْقی بِهِم، و شَوقی إلی ترکِ مَعاصیهِم، لَماتوا شَوقاً إلَیّ، و تَقَطَّعَتْ أوصالُهم مِن مَحبّتی. یا داودُ، هذه إرادَتی فِی المُدبِرینَ عَنّی، فَکیفَ إرادَتی فِی المُقبِلین عَلَیّ!»
    3.  الکافی، ج 2، ص 424:
      «[قال رسول اللهُ صلّی الله علَیه و آله و سلّم:] ...و لولا أنّکُم تُذنِبونَ فَتَستَغفِرونَ اللهَ لَخَلَقَ اللهُ خَلقًا حتّیٰ یُذنِبوا ثُمّ یَستَغفِروا اللهَ فَیَغفِرَ اللهُ لهم، إنّ المُؤمِنَ مُفَتَّنٌ توّابٌ. أما سَمِعتَ قَولَ اللهِ عزّ و جلّ: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِينَ﴾1 و قال: ﴿ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِ﴾.2»
      1) سورۀ بقره (2) آیۀ 222.
      2) سورۀ هود (11) آیۀ 3 و 52 و 90.