معنای تقوا و مراتب آن
3قال اللهُ الحکیمُ فی کتابِه:
﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ﴾.1
برای تعجیل در فرج امام زمان، حضرت ولیّعصر [علیهالسلام] و [برای] رفع گرفتاری از قاطبۀ مسلمین، صلواتی ختم کنید.
در این آیۀ شریفه، خداوند متعال مردم را به بالاترین مرتبۀ تقوا توصیه میکند:
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر بناست که تقوا پیشه گیرید و خود را به تقوا مجهّز کنید، پس چه بهتر که به بالاترین مرتبۀ تقوا نائل بشوید و مرگ شما را درنیابد مگر درحالیکه به مرتبۀ تسلیم و اسلام حقیقی و واقعی رسیده باشید.
در این مسئلۀ ﴿حَقَّ تُقَاتِهِ﴾ معانی نهفته است. چرا خدای متعال ما را دعوت میکند به «بالاترین» مرتبۀ تقوا؟
در قرآن کریم و روایات ائمۀ معصومین صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین راجع به مسئلۀ تقوا خیلی تأکید شده است.2 بسیاری از آیات قرآن نسبت به تقوا تأکید دارد.3 تصور بر این است که معنای تقوا همان ترس باشد:
﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَهَ﴾؛ یعنی: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید.» یا ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا * وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُ﴾؛4 معنایش این است: «هر کسی که از خدا بترسد، خداوند برای او امور را سهل میگرداند.» یا آیۀ دیگر که میفرماید: ﴿فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ أُعِدَّتۡ لِلۡكٰفِرِينَ﴾؛5 «بترسید از آتش دوزخ که وَقود آن مردم و سنگها هستند!» یعنی آتشافروزۀ آن را مردان و مردم تشکیل میدهند؛ که به همان معنای ترس و خوف است. در واقع مسئلۀ تقوا از نظر معنا با خوف که در آیات دیگر میفرماید، یکی است: ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ * فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾؛6 «کسی که از خدا بترسد و از موقعیت پروردگار در نگرانی و اضطراب باشد، بهشت جایگاه او خواهد بود.»
صحبت در این است که خدا که ترس ندارد! انسان از چه چیز خدا باید بترسد؟ برای چه انسان باید از خدا بترسد؟ خداوندی که اینقدر ارحم الرّاحمین است! در حدیث قدسی است:
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 102.
- بهعنواننمونه رجوع شود به:
الکافی، ج 2، ص 76 و 78 و 82 و 116 و ج 5، ص 4 و 133 و ج 8، ص 52 و 207؛ من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 395 و 400؛ تهذیب الأحکام، ج 6، ص 181؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 304 ـ 306؛ الخصال، ج 2، ص 483؛ الجعفریات، ص 89؛ الزهد، ص 17 و 39؛ تنبیه الخواطر، ج 2، ص 118 و 120؛ معانی الأخبار، ص 405؛ مکارم الأخلاق، ص 468؛ عیون الحکم، ص 55 و 154 و 504؛ نزهة الناظر، ص 145؛ الدّعوات، راوندی، ص 46؛ أعلام الدّین، ص 186؛ نهج الفصاحة، ص 769. - در بیش از 300 آیه در قرآن کریم واژۀ تقوا بهکار رفته است و همینکه خداوند در یک آیه انسان را به انجام کاری تشویق یا از انجام کاری نهی کرده، همان مفهوم تقواست. (محقق)
- سورۀ طلاق (65) آیۀ 2 و 3. امام شناسی، ج 10، ص 277:
«و هرکس که تقوای خدا پیش گیرد (و خود را از گناه و ناپسند در حفظ و مصونیّتِ او در آورد) خداوند برای او راه بیرون شدن (از مشکلات و مصائب و حوادث و فتن و بلایا و معاصی و شرّ شیطان رجیم) را میگشاید؛ (بهطوریکه به هیچ بُنبستی برخورد نمیکند، و در مقصد و مرادی که جلو میرود، راه برای او استوار و راه گریز و فرار از شرور و آفات برای او موجود است) * و خداوند روزی وی را از جایی که هیچ گمان ندارد عطا میکند.» - سورۀ بقره (2) آیۀ 24.
- سورۀ نازعات (79) آیۀ 40 و 41. معاد شناسی، ج 10، ص 141:
«و اما آن کس که از مقام و منزلت و ربوبیّت پروردگارش در هراس باشد، و نفس خود را از هویٰ منع کند، حقّاً که بهشت مأوی و مسکن او میباشد.»

