در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای تقوا و مراتب آن

راه وصول و نشانۀ رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا چیست؟

15951
عید فطر
نسخه عربی

معنای تقوا و مراتب آن

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  

  • الحمدُ للّهِ الواصِلِ الحمدَ بالنِّعَمِ و النِّعَمَ بالشُّکرِ نَحمَدُهُ عَلیٰ آلائهِ کَما نَحمَدُه علیٰ بَلائهِ، و نَستَعینُه علیٰ هٰذه النّفوسِ البِطاءِ عَمّا أُمِرَت بِه، اَلسِّراعِ إلیٰ ما نُهیَت عَنه و نَستَغفِرُه عمّا [مِمّا] أحاطَ بِه عِلمُه و أحصاهُ کِتابُه؛ عِلمٌ غیرُ قاصِرٍ و کِتابٌ غیرُ مُغادِر و نُؤمِنُ بِه إیمانَ مَن عایَنَ الغُیوبَ و وَقَفَ علَی المَوعودِ؛ إیمانًا نَفیٰ إخلاصُه الشِّرکَ و یَقینُه الشَّکَّ.

  • و نَشهَدُ أن لّا إلٰهَ إلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ و أنّ محمّدًا عَبدُه و رَسولُه؛ شَهادَتانِ تُصعِدانِ القَولَ و تَرفَعانِ العَملَ، لا یَخِفُّ میزانٌ توضَعانِ فیه و لا یَثقُلُ میزانٌ تُرفَعانِ عَنه.

  • أوصیکُم عِبادَ اللهِ بتَقوَی اللهِ الّتی هی الزّادُ و بِها المَعادُ [المَعاذُ]؛ زادٌ مُبَلِّغٌ و مَعادٌ [مَعاذٌ] مُنجِحٌ دَعا إلَیها خَیرُ داعٍ و وَعاها خَیرُ واعٍ؛ فَأسمَعَ داعیها و فازَ واعیها.1

  • ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمٰنِ ٱلرَّحِيمِ * قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ * ٱللَهُ ٱلصَّمَدُ * لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ * وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدٌ﴾.2

  • اللَهمّ صلّ و سلِّم و زِد و بارِک علیٰ رسولِک و خاتَمِ رُسُلِک و مُبلِّغِ رِسالاتِک، الرّسولِ النّبیِّ المَکّیِّ المَدَنیِّ التَّهامیِّ القُرَشیّ، صاحبِ لِواءِ الحمدِ و المقامِ المحمود، أبی‌القاسمِ محمّدٍ الحمیدِ المحمود.

  • و صَلِّ و سَلِّم علیٰ أخیه و وصیِّه و صِهرِه و ابْنِ عَمِّه و خَلیفَتِه مِن بعدِه، قائدِ الغُرِّ المُحَجَّلین و یَعسوبِ الدّین و إمامِ المُتّقین، أمیرالمؤمنین علیِّ بنِ أبی‌طالبٍ علیه السّلام، و علَی الصّدّیقةِ الطّاهرة، الحَوراءِ الإنسیَّة، البَتولِ العَذراء، و الشّفیعةِ فی یومِ الجزاء، فاطمةِ الزّهراء، و علَی الحسنِ و الحسین، و علیٰ علیِّ بنِ الحسین و محمّدِ بنِ علیٍّ و جعفرِ بنِ محمّدٍ و موسَی بنِ جعفرٍ و علیِّ بنِ موسیٰ و محمّدِ بنِ علیٍّ و علیِّ بنِ محمّدٍ و الحسنِ بنِ علیٍّ و الحجّةِ المُنتَظرِ المهدیّ. حُجَجِکَ علیٰ عِبادِک و أُمَنائِک فی بِلادِک. اللَهمّ سَهِّل مَنهَجَهم و عَجِّل فی فَرَجِهم و اجعَلنا مِن شیعتِهم و مَوالیهِم و الذّابّینَ عنهُم.

  • معنای «تقوا» در آیات و روایات

    1.  نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 169. ترجمه:
      «تمام مراتب حمد و ستایش مختص خداوندی است که حمد را به نعمت‌ها و نعمت‌ها را به شُکر متصل گردانیده و پیوند داده است. او را بر آلاء و نعمت‌هایش حمد می‌کنیم هم‌چنان‌که بر بلایش او را حمد می‌نماییم. و بر (مهار کردن) این نفوس که نسبت به آنچه که مأمور به انجام آن است کُند و کاهِل، و نسبت به آنچه که از آن نهی شده است شتابان است، از او یاری و استعانت می‌جوییم. و از او غفران و آمرزش می‌طلبیم برای آن گناهانی که علم او به آنها احاطه دارد، و کتاب (تکوینیِ) او همۀ آنها را به شمارش درآورده؛ علمی که قاصر نیست و کتابی که چیزی را وانگذاشته است. و به او ایمان داریم ایمان کسی که غیب‌ها را بِالعَیان مشاهده نموده، و بر آنچه که وعده داده‌اند واقف گردیده است؛ ایمانی که اخلاصش، شرک را زدوده، و یقینش، شک و تردید را از بین برده است.
      و شهادت و گواهی می‌دهیم که معبود و مؤثّری نیست غیر از الله، یگانه‌ای که او را شریکی نیست، و شهادت می‌دهیم که محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم، بنده و فرستادۀ اوست؛ که این دو شهادت، قول و گفتار (کلمۀ وجودی انسان) را بالا می‌برند و عمل را رفعت می‌بخشند. کفّۀ میزانی که شهادتین در آن قرار گیرد سبک نمی‌شود (و تهی و بی‌ارزش نمی‌گردد) و کفّۀ میزانی که در آن قرار نگیرند (هرگز) سنگین نمی‌گردد (و عملی در آن با ارزش نخواهد بود).
      ای بندگان خدا! شما را به تقوای خدا توصیه می‌نمایم، که همین تقوا زاد و توشۀ آخرت است و در قیامت با آن بازمی‌گردیم و محشور می‌شویم [یا پناهگاهی از آتش است]؛ زاد و توشه‌ای است که انسان را به سر منزل مقصود می‌رساند و بازگشتی [یا پناهگاهی] نجات‌بخش است. بهترین دعوت‌کننده (پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم) به‌سوی آن دعوت کرده است و بهترین فراگیرنده (امام علیه السلام) آن را فرا گرفته و به جان و دل پذیرفته است، پس هم این دعوت‌کننده (حق دعوت را ادا نموده و) دعوت را به گوش رسانده و هم آن فراگیرنده به فوز و رستگاری رسیده است.» (محقق)
    2. سورۀ اخلاص (112) آیات 1 ـ 4. الله شناسی، ج 3، ص 256:
      «به اسم خداوند که دارای صفت رحمانیّت و رحیمیّت است * بگو: داستان از این قرار است که خداوند دارای صفت أحدیّت است * خداوند صمد است (مقصد و مقصودِ همه است، یا توپُر است و توخالی نیست) * نمی‌زاید و زاییده نشده است * و هیچ‌کس برای او همتا و انبازی نمی‌تواند بوده باشد.»