در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای تقوا و مراتب آن

راه وصول و نشانۀ رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا چیست؟

15951
عید فطر
نسخه عربی

معنای تقوا و مراتب آن

6
  • در آیۀ دیگر که می‌فرماید: ﴿فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ﴾؛1 یعنی خود را برای چنین آتشی در وقایه قرار بدهید، خود را در پوشش و سپر قرار بدهید و بین خود و بین آتش، سپر قرار بدهید. انسان باید برای رسیدن به آن مراتب خودش را در سپر قرار دهد و در وسیله‌ای قرار بدهد که آن وسیله رفع نگرانی از عدم وصول به آن مراتب کند.

  • ﴿وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيۡرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقۡوَىٰ﴾؛2 «بهترین زاد تقواست.» معنایش این است که انسان در موقعیتی باشد که آن موقعیت بتواند برای او توشه‌ای بشود برای رسیدن به آن مرتبه.

  • بناءًعلیٰ‌هذا در اینکه آیۀ شریفه می‌فرماید: ﴿ٱتَّقُواْ ٱللَهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾؛ معنایش این است که انسان می‌تواند دارای مراتب مختلفی از این زاد و راحله و وقایه و سپرِ برای نگرانی از وصول به این مسائل باشد.

  • مراتب مختلف تقوا و احکام الهی

  • تقوا دارای مراتب مختلفی است و بر همین اساس، احکام و تکالیفی که برای ما مقدّر و تکلیف کرده‌اند، آن احکام و تکالیف مختلف است؛ تکالیف ظاهر، تکالیف باطن. خود تکالیف باطن هم برحسب مراتب افراد، دارای مراتب مختلف است؛ برای عوام و آن کسانی که درک و شعور چندانی از مراتب ندارند، تکلیف فرق می‌کند تا آن کسی که ادراک و شعورش قوی‌تر است و قوای درّاکۀ او مطالب دیگری را متوجه شده و به‌واسطۀ سعۀ صدر و وسعت ذهن و اطلاعات به دست آمده، به مسائل دیگری رسیده است؛ تکلیف برای او متفاوت است. احکام براساس حرام و حلال و مستحب و مکروه نسبت به احکام ظاهری وضع می‌شود؛ ولی وقتی که انسان از مرتبۀ ظاهر عبور کند، مسئلۀ وجوب برای او دقیق‌تر است از همین وجوب ظاهر، و مسئلۀ حرمت برای او مهم‌تر است از همین حرمت ظاهر.

  • در رسائل عملیه آنچه صحبت است از حلّیت و حرمتِ احکام ظاهر است. در مراتب باطن مسئلۀ حرمت و وجوب و استحباب و کراهت فرق می‌کند. برای یک نفر از افراد عادی نماز خواندن و نماز یومیّه را به جا آوردن حکم شرعی است و باید به این وجوب بپردازد؛ غیبت نکند، تهمت نزند، به اموال محرّمه دست نیندازد، ایذاء مؤمن نکند. اینها همه از مسائل و مصادیق حرمت و وجوب ظاهر است. ولی برای افرادی که آنها قدری گرایش به باطن دارند، خیال خلاف، خطور خلاف و فکر خلاف هم حرام می‌شود؛ فکر موافق واجب می‌شود، رعایت بعضی از مطالب وجوب پیدا می‌کند، ترک بعضی از مسائلی که مورد توجه مردم نیست، آن ترک حرام می‌شود و انجام بسیاری از اموری که مردم عادی به آن توجه ندارند، ممکن است برای او واجب بشود.

    1. سورۀ بقره (2) آیۀ 24.
    2. سورۀ بقره (2) آیۀ 197.