در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی

رابطۀ تسلیم‌بودن در برابر ولایت و هدایت انسان

15925
عید فطر
نسخه عربی

توجه و تسلیم نفس به ولایت، شرط قبولی اعمال و تبدّل جوهر نفسانی

7
  •  لذا در شریعت مقدّس اسلام مسئلۀ توجهِ نفس و تسلیمِ نفس به امام حی و ولیّ حی، شرط اساسی برای قبول اعمال و تبدّل و تغیّر جوهر نفسانی شمرده شده است.

  •  آن کسانی که قائل به امامت امیرالمؤمنین علیه السّلام و مسئلۀ خلافت ائمّۀ اثنی‌عشر نیستند، تمام آنها متحیّر و ضال هستند؛ سعی آنها باطل است؛ روزۀ آنها باطل است؛ نماز آنها فقط از لقلقۀ زبان تجاوز نمی‌کند؛ کاری که آنها انجام می‌دهند، جان و روح و باطن و نشاط ندارد، مانند مجسمه‌ای که به او تعلیم اطوار و افعال را می‌دهند؛ حرکتی در آنها مشاهده نمی‌شود. این‌طور احساس نمی‌کنید؟!

  •  مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ نسبت به افرادی که آنها از پیش خود به هرچه تشخیص می‌دهند عمل می‌کنند و هرچه برای خود صلاح می‌دانند به‌کار می‌بندند، تعبیری می‌کردند و می‌فرمودند:

  • اینها نماز می‌خوانند ولی نماز، آنها را حرکت نمی‌دهد و در همان جای خود متوقّف هستند. نماز شب می‌خوانند ولی این نماز شب، آنها را از عالم أنانیت بیرون نمی‌آورد و از عالم تشخّص خارج نمی‌کند. قرآن می‌خوانند و صرفاً آن قرآن آنها را در همان محدوده نگه می‌دارد و تفاوتی برای آنها حاصل نمی‌شود. اینها مانند پوستی می‌مانند که در آن باد دمیده شده باشد؛ آن انتفاعی که برای او پیدا می‌شود، از جوهرۀ ذات نیست، از هوا و تخیلات و توهمات است. هنگام مردن، وقتی که آن باد و هوا خارج می‌شود، آن‌وقت احساس می‌کنند که جز پوستی چیزی برای آنها از سرمایۀ عمر باقی نمانده است.

  • چرا انسان در همۀ مسائل سرگردان است؟

  •  لذا امام صادق علیه السّلام در اینجا می‌فرمایند:

  • إعرِفْ إمامَک فإنّکَ إذا عَرفْتَ لا یَضُرُّکَ تَقَدَّمَ هذا الأمرُ أم تَأخَّرَ؛1 «تو باید امامت را بشناسی! اگر امام را شناختی، دیگر کارت تمام است.»

  • دیگر از عالم تحیّر و شک بیرون آمده‌ای! از عالم توهم بیرون می‌آیی و دیگر در کارهایت دچار تردید و شک نیستی که آیا این کار درست است یا غلط است، انجام بدهم یا انجام ندهم، این [شخص] این‌طور می‌گوید و آن مقابلش این‌طور می‌گوید؛ به کدام عمل بکنم؟ این شخص صاحب علم است به این سمت دعوت می‌کند، آن شخص صاحب علم است به آن سمت.

    1. الکافی، ج ١، ص ٣٧١، با قدری اختلاف.